پرواضح بود که روانشناسی ایرانیان نشان از این دارد که نفرتی تاریخی از حکام عرب حوزه خلیج فارس در بین ایرانیان به شدت قوی است و حتی برای اینکه برای این نفرت خود دلیلی بخواهند از اعماق تاریخ اکتساب کنند " با نگاهی ساده به رفتارهای کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در فردای پیروزی انقلاب و پشتیبانی تمام قد این کشورها از ارتش متجاوز صدام به قدر کافی هیزم برای این آتش قابل جمع آوری " و محیاست . این نفرت که گاهی با لغو لسان به سمت عرب ستیزی میل کرده است از آن نقاطی است که دشمن همیشه می توانسته در ان ورود کند و این نفرت از رفتار حاکمان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و به خصوص سعودی را به سمت یک عرب ستیزی جامع رهنمون کند و جای دشمنان واقعی را با دشمنانی موهوم عوض کند . پر واضح است که اساسا قاطبه مردم ایران نفرتشان از حکام عرب حوزه خلیج فارس و برخی از کشورهای عربی هرگز در معنای کلان عرب ستیزی نمی تواند باشد . مثلا مردم ایران با اعراب الجزایر یا عمان یا مراکش یا لیبی و اریتره یا لبنان و سوریه چه دشمنی داشتند و یا دارند ؟ کشوری که کسر بزرگی از مردم آن عاشق زیارت ذوات شیعه در عراق و سوریه هستند و در همین عراق برخی از مراجع شیعه عرب در ابتدای درگیری بین ایران و عراق فتوای حرام بودن قتال با ایرانیان را دادند و امروز به گفته دوست و دشمن ایران و رهبران ایران بالاترین نفوذ و محبوبیت را در عراق دارند " چگونه می تواند دشمن مردم عرب عراق باشد ؟ چگونه است ایرانی که سالها هزینه سنگین برای مقاومت فلسطینی به خصوص در نوارغزه کرده و گروه های مختلف فلسطینی را در آنجا برای مقابله مسلمانان فلسطین با اسراییل تجهیز کرده " دشمن مردم عرب فلسطین باشد ؟ این مسئله را به کلیه کشورهای مهور مقاومت اعم از یمن تا لبنان هم می توان تعمیم داد و به راحتی می شود فهمید که نه این عرب ستیزی در نهاد مردم ایران است و نه ابدا در سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی قابل رویت است ولی دشمن با کیاست به دنبال این است که نبرد حق و باطل در این منطقه را به سطوح قومی و مذهبی تخفیف دهد و نبردی که اساسا بین جبهه حق و جبهه باطل به مثابه مبارزین با استکبار در مقابل نوکران استکبار وجود دارد را به سمت دعوای طایفه ای و قومی رهنمون کند . آخرین حلقه این نقشه شوم هم همانا دیدار ملیجک بی خاصیت دست نشانده در کرانه باختری با بی شرف ترین موجودیت عالم از منظر ایرانیان یعنی سرکرده مادینه فرقه رجوی بود . دیدار محمود عباس رهبر تشکیلات فتح که با پول عربستان و حمایت آمریکا و اسراییل زمام امور کرانه باختری را در دست دارد با سرکرده منافقین که البته از نظر تاریخی هم این دو گروهک منحوس در مقابل ایرانیان اتحادهای شومی داشته اند تازه ترین پرده از صحنه گردانی این نمایش شوم برای فریب ایرانیان بود . هنوز در خاطر بسیاری از ایرانیان هست دوشادوشی نیروهای فتح با منافقین " تحت حمایت حکومت صدام در عملیات چلچراغ ( حمله به مهران ) که چگونه در کنار منافقین شعار متوهمانه امروز مهران فردا تهران را زوزه می کشیدند و امروز هر دو گروه از توسری خور ترین و نگون بخت ترین گروه های موجود در این منطقه هستند . به هر روی دیدار دو مخنث و بی خاصیت که هردو سبقه عمیقی دردریوزگی به اربابان خود در جبهه باطل را دارند هیچ خطری برای ایران ندارد و تنها چیزی که قرار است از این دیدار عاید جبهه کفر و نفاق شود همانا شعله ور کردن همان احساسی هست که در ابتدای بحث به آن پرداختم که عبارت است از ایجاد شقاق و نفرت در زنجیر به هم پیوسته جبهه مقاومت از تهران تا کرانه های مدیترانه و خلیج عدن و سواحل بخرین در خلیج فارس است . به هوش باشید دشمن این بار بر حماقت ما بیش از کیاست خود حساب کرده است .و صد البته این را هم بدانید این نقشه محال است از کاسه سر خالی مشتی گونی کود سعودی بیرون تراویده باشد و قطعا ساخته و پرداخته اتاق های فکر مغرب زمین برای این است که با دست خودمان نقاط اقتدار و جاهایی که بر گلوی دشمن فشار آورده ایم را رها کنیم و چه بسا آنرا از نقطه قوت به نقاط ضعف تبدیل کنیم .
رضا تواضعی

 

 


برچسب‌ها: ارض, منافق, عربستان, مریم رجوی
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۵ساعت 13:7  توسط علی محمدی  |