نام

نشانی

بازار تاريخي

زنجان خ امام سبزه ميدان

مسجد جامع ( سيد )

زنجان خ امام سبزه ميدان

مسجد چهلستون

زنجان خ امام داخل بازار بالا

مسجد ميرزايي ( چهارمحرابه )

زنجان خ امام داخل بازار پايين

مسجد وليعصر ( ملا)

زنجان خ امام واقع در بافت قديم بازار

مسجد آقاسيد فتح اله

زنجان خ امام كوچه آقا سيد فتح اله

امام زاده سيد ابراهيم (ع)

زنجان خ امام

موزه رختشويخانه

زنجان خ سعدي وسط

موزه آثار شهدا ( بناي توفيقي )

زنجان خيابان خواجه نصير طوسي

كاروانسرا سنگي

زنجان كمربندي خيام روبروي راه آهن

سراي دخان

زنجان محله مسگرهاي بالا به موازات بازار

بناي ذوالفقاري

زنجان خيابان 7 تير

بناي دارايي

زنجان خيابان طالقاني

چايخانه سنتي حاج داداش

زنجان خيابان امام داخل بازار پايين

پل تاريخي سردار

ضلع جنوب غربي زنجان برروي زنجان رود

پل تاريخي سيد محمد ( حاج سلمان )

ضلع جنوب شرقي زنجان برروي زنجان رود

پل تاريخي مير بهاء الدين

جنوب زنجان برروي زنجان رود

كوشك ( خانه باغ ) معين

در ميان مزارع و باغهاي جنوب غرب شهرزنجان

چشمه آب معدني وننق

21 كيلومتري جاده زنجان ميانه

غار تاريخي گلجيك

35 كيلومتري جنوب غربي زنجان

مجموعه تاريخي گنبد سلطانيه

شهرسلطانيه شهرستان ابهر

آرامگاه مولا حسن كاشي

شهرسلطانيه شهرستان ابهر

مقبره شيخ براق بابا ( چلبي اوغلي )

شهرسلطانيه شهرستان ابهر

يادمان معماري صخره اي داش كسن

5 كيلومتري جنوب شرقي راستاي وير سلطانيه شهرستان ابهر

آرامگاه مولانا قطب الدين ابهر ( پيراحمد زهرنوش ابهر )

داخل شهر ابهر

مسجد جامع قروه

روستاي قروه شهرستان ابهر

امامزاده اسماعيل شناط

شناط شهرستان ابهر

بقعه شاهزاده زيدالكبير

منتهي اليه سمت شرقي شهر ابهر

بقعه امامزاده يحيي

صائين قلعه شهرستان ابهر

بقعه امامزاده عبدالخير

روستاي قروه شهرستان ابهر

مدرسه علميه هيدج

شهر هيدج شهرستان ابهر

غار كتله خور

روستاي گرماب شهرستان خدابنده

مسجد جامع سجاس

سجاس 12 كيلومتري شمال غربي خدابنده

بقعه قيدار نبي (ع)

داخل شهر قيدار ( خدابنده )

چشمه آب گرم گرماب

جنوب شرقي قيدار

قلعه بهستان

جنوب شرقي روستاي بهستان شهرستان ماهنشان

قلعه ارزه خوران ( مهر)

شمال شرقي روستاي ارزه خوران شهرستان ماهنشان

ياستي قلعه

روستاي ياستي قلعه انگوران شهرستان ماهنشان

دودكش جن

در مجاورت جاده زنجان ماهنشان نرسيده به روستاي ايلي بلاغ

حمام يان يان

مركز شهر خرمدره

چهارطاقي موسوم به آتشكده تشوير

15 كيلومتري گيلوان شهرستان طارم

چهارطاقي موسوم به آتشكده الزين

روستاي الزين گيلوان شهرستان طارم

غار خرمنه سر

روستاي شاه نشين گيلوان شهرستان طارم

چشمه آب معدني الله بلاغي

روستاي ماهان شهرستان طارم

مسجد جامع قلابر

روستاي قلابر- شهرستان ايجرود

روستاي تاريخي خوئين

كلومتر 60 جاده زنجان به بيجار روستاي خوئين شهرستان ايجرود

ميل خوئين

داخل روستاي خوئين

چشمه آب گرم روستا آركوين

جاده زنجان - بيجار



برچسب‌ها: مکان های دیدنی, موزه, آثار
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 15:18  توسط علی محمدی  | 
زنجان؛پایتخت شور حسینی
زنجان از آن رو پایتخت شور و شعور حسینی نام گرفت که مردمش عشق فرزندان علی(ع) و فاطمه‌الزهرا(س) را در دلشان پروراندند، مانند قطره آبی که در دل صدفی فرو می‌رود و سال‌های مدیدی طول می‌کشد تا به دٌر تبدیل شود، مردم زنجان نیز عشق به امام حسین(ع)، زینب کبری(س) و ابوالفضل‌العباس(ع) را سال‌ها در دل خود پرورش دادند تا دو دٌر گرانبها و بی‌نظیر از دل صدف جماعت بیرون بیاید. دو گوهر گران‌سنگ که چشم زمین و زمان را می‌نوازد و درخشش یکی مکمل تلالو دیگری است.
"کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود"، این را همه‌مان بارها شنیده‌ایم اما آیا فلسفه این جمله ساده اما عمیق را تا به حال دریافته‌ایم؟ آیا می‌دانیم که وجود این بانوی مکرم در کنار سرور و سالار شهیدان و رشادت‌ها و جهدهای ایشان در برافراشته نگه‌داشتن پرچم حسینی چه جایگاهی داشت! زینب کبری(س) پاسدار حرمت خون شهیدان بود و همراه با امام زین‌العابدین(ع) پایه‌های حکومت یزید و یزدیان را سست و ویران کرد و چهره پلیدشان را به همه نمود.
گاهی گریز به همین جملات ساده و پرمعنا می‌تواند بسیار راهگشا باشد، آیا تا به حال به این نکته توجه کرده‌اید که نهضت حسینی ترکیبی از رشادت و شهامت و صبر و استقامت است و زنجانی‌ها هر دوی این ارزش‌های والا را چه خوب پاس داشته‌اند. آن‌ها در هشتم محرم عصر روز تاسوعا با شتافتن برای شرکت در دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان، به گرامی‌داشت شهامت و ایثار می‌روند و خود را مرید این مکتب و حسین(ع) را مراد خود معرفی می‌کنند و سه روز بعد ـ فردای عاشورای حسینی ـ همنوا با ایران، غم‌زده، اما پر از خشم یزید و یزیدیان زمان به پابوس زینب کبری(س) می‌آیند تا درس‌آموز مکتب صبر و استقامت باشند و این دو حرکت مردم شهر زنجان که طی سال‌های اخیر، حضور مردم سراسر ایران در آن مشهود است، شهرمان را به پایتخت شور و شعور حسینی بدل ساخته است.
در پس حرکت این دو دسته عزاداری نیز که متشکل از مردم این شهر است هیات‌امنای دو مسجد بزرگ زنجان در تلاش و تکاپو هستند تا دست در دست هم این دو مراسم عظیم را هر چه بهتر و پرشکوه‌تر برپا کنند و در این راه از هیچ خدمتی برای هم فروگذار نیستند چرا که آن‌ها همه خادمان درگاه خاندان عصمت و طهارت هستند و باید قدر این خادمی را بیش از پیش بدانند. پس روا نیست به هیچ نام و نشانی بخواهیم میان این اتحاد، انسجام و دل‌بستگی مومنان و عاشقان خاندان علی(ع) خط بکشیم.
برچسب‌ها: زنجان, شورحسینی, پایتخت, عزاداری
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 11:51  توسط علی محمدی  | 
استان زنجان در شمال غرب فلات ایران قرار گرفته‌است. وسعت استان برابر ۲۲۱۶۴ کیلومتر مربع و۱/۴۳ درصد کل کشور را شامل می‌شود.جمعیّت استان بر اساس آخرین آمار ۱٫۰۱۵٫۷۳۴ نفر است[۱] .

رودهای مهم در این استان قزل‌اوزن، زنجان‌رود، ابهر رود (رود کبیر) است. بلندترین نقطه استان در ارتفاعات تخت سلیمان (بیش از ۳۰۰۰ متر) و کمترین در قزل‌اوزن در گیلوان (بیش از ۳۰۰ متر) می‌باشد. آثار تاریخی شامل سلطانیه، بازار زنجان، مجموعه رختشویخانه، مسجد جامع زنجان، مقبره قیدار نبی در شهرستان خدابنده، آرامگاه احمد زهرنوش، امامزاده زیدالکبیر در ابهر و معبد داش کسن است.

تنوع آب وهوایی این منطقه موجب ایجاد گونه‌های متفاوتی از زندگی جانوری شده‌است. وجود گونه‌های متفاوتی از حیوانات وحشی و پرندگان مهاجر وجانوران آبزی گردشگران بسیاری را در مواقعی که شکار مجاز است به این منطقه جذب می‌کند. از ۲۵ سال پیش ناحیه بزرگی به نام انگوران از طرف سازمان محیط زیست، منطقه حفاظت شده اعلام گردیده‌است. به دلیل شرایط کوهستانی این ناحیه و تأثیرات جریانات جوی مرطوب شمال غربی وغربی آب و هوای استان را می‌توان تبیین نمود. آب وهوای کوهستانی بازمستانی بسیار سرد و برفی و تابستانی دلپذیر و فصول بهار وتابستان بهترین زمان برای گذراندن اوقات فراغت در این استان هستند. میزان بارندگی در بهار وزمستان نسبت به سایر فصول در این استان بیشتر است. پوشش گیاهی استان در مناطق مختلف متغیر بوده ولی در مجموع از جنگلها و چراگاههایی با چشم انداز زیبا تشکیل شده‌است.

غارهای استان عبارت‌اند از غار کتله خور و گلجیک و غار خرمنه سر. غار کتله خور که از همه اینها دیدنی تر و بزرگ‌تر است ویکی از پدیده‌های طبیعی بسیار زیبای ایران محسوب می‌شود در ۸۰ کیلومتری جنوب خدابنده قرار گرفته‌است. این غار از سه طبقه تشکیل شده و دارای تونلهای فرعی و استالاکتیت و استالاگمیت ها و ستونهای بسیار در گذرگاههای اصلی است و قندیلهای مخروطی آویزان از سقفها در اثر داشتن ناخالصیها رنگهای متنوع به خود گرفته‌اند و آنها که ترکیبات به همراه نداشته و یا کمتر دارند به صورت بلورهای شیشه‌ای بسیار شفاف مشاهده می‌شوند.

از رودهای مهم استان قزل اوزن است که رودی جوشان وخروشان است و از کوههای کردستان سرچشمه گرفته وپس از توقفی در پشت سد منجیل نهایتاً وارد دریای خزر می‌گردد. از دیگر رودخانه‌ها زنجانرود، ابهررود، سجاس رود و خرا رود را می‌توان نام برد. همچنین چشمه‌های آب معدنی استان عبارت‌اند از چشمه آبگرم وننق، چشمه آبگرم ابدال، چشمه آبگرم گرماب و چشمه آبگرم حلب انگوران.

مردم

بنای رختشوی‌خانه زنجان

قبل از هجوم مغول‌ها زبان اهالی زنجان فارسی بوده است.[۴] در حال حاضر مردم استان زنجان به زبان ترکی آذربایجانی و اندکی به فارسی تکلم می‌کنند[۵]

حمدالله مستوفی در کتاب نزهة القلوب که در حدود سال ۷۴۰ق نوشته شده مردم زنجان را سنی مذهب معرفی می‌کند. اما در دوران صفویه با حمایت صفویان از مذهب شیعه به تدریج مذهب تشیع رواج یافته‌است.

نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان زنجان به قرار زیر بود: ۵٫۱ فارس (۴٫۷% مرد، ۵٫۶% زن)، ۹۴٫۴ ترک (۹۴٫۴% مرد، ۹۴٫۴% زن) و ۰٫۵ بدون‌جواب بودند.[۶]

تاریخچه

گنبد سلطانیه بزرگ‌ترین گنبد آجری جهان

قدمت آن متعلق به اواخر هزاره دوم قبل از میلاد است. مرکز این استان کهنسال در قبل از اسلام زنگان یا زندیگان و به معنای منسوب به کتاب زند نام داشته‌است که پس از استیلای اعراب بنا به ضرورت تلفظ معرب به زنجان تغییر یافته‌است. این استان از قدیم به سبب قرار گرفتن در حاشیه جاده ابریشم و راه تجاری مسیر هند و چین به اروپا دارای اهمیت خاصی بوده‌است. استان بر اساس آخرین تقسیمات کشوری در سال ۱۳۷۶ دارای هفت شهرستان به نامهای زنجان-ابهر-خرمدره-خدابنده-ایجرود-طارم و ماهنشان است.

بنای عظیم گنبد سلطانیه که بعد از کلیسای جامع فلورانس و ایاصوفیه در استانبول عظیم ترین گنبد تاریخی جهان بشمار می‌آید، در این استان قرار دارد.

همچنین معبد داش کسن باقی‌مانده از زمان سلسله ساسانیان نیز از آثار تاریخی این استان است.

محصولات کشاورزی استان

محصولات عمده کشاورزی استان که اکثراً صادر هم می‌شوند[نیازمند منبع] عبارت‌اند از: انجیر، برنج، انگور، زردآلو، سیب، لوبیا(منطقه هیدجخیار، پیاز، گردو، فندق و بادام، زیتون، انار و سیر. زیتون و انار و برنج سیر و انجیر از محصولات عمده شهرستان طارم به شمار می‌رود.

صنایع دستی استان

نمای داخلی گنبد سلطانیه
  • ملیله کاری

از کارهای دستی بومی زنجان ساخت وسایل نقره‌ای و به ندرت طلائی به صورت ملیله کاری است که در اوایل فقط در زنجان معمول بوده که در زمان رضاخان تعدادی از هنرمندان زنجانی به تهران و اصفهان کوچ کردند و این هنر ظریف را در آن شهرها رواج دادند.

  • چاروق دوزی

چاروق دوزی یکی دیگر از هنرهای دستی است که دستهای ظریف هنرمندان زنجانی در تولیدات آن مهارت ویژه‌ای دارند. این چاروقها مشخصاً زنانه بوده و استفاده از آن جنبه تشریفاتی و تفننی دارد.

  • چاقوسازی

چاقو سازی در زنجان که با مهارت خاصی به دست استادان این صنعت ساخته می‌شود با ویژگی‌هایی همچون ظرافت، تناسب، تنوغ، قدرت برش و آبکاری تیغه از شهرت فراوانی بر خوردار است.

  • مسگری
  • فرش و گلیم

صنایع استان

استان زنجان به دلیل محدودیت قانونی توسعه ظرفیتهای تولیدی در تهران و مرکز کشور و برخورداری از شبکه‌های زیر بنایی قوی (زمین-منابع آب-خاک- شبکه‌های مواصلاتی- موقعیت راهبردی در منطقه شمالغرب - عبور خطوط انرژی - سرمایه گذاری کلان ملی و....) از پتانسیل قابل ملاحظه‌ای در جذب سرمایه گذاری بخش صنعت برخوردار است. از صنایع مهم استان به چند نمونه اشاره می‌گردد:

۱-شرکت ایران ترانسفو ۲-پارس سوئیچ ۳-شرکت ملی سرب و روی ایران ۴-شرکت کالسیمین ۵-شرکت مینو ۶-چینی سازی ماهنشان و هیس ۷-فرش سهند ۸-پیش سازان لوازم خانگی ایران ۹-لائی سازی ۱۰-سامان شیمی ۱۱- نخ تایر ۱۲- سیمان خمسه ۱۳- روغن نباتی جهان ۱۴- بلکا شرق و... 15- شرکت فراوری مواد معدنی ایران -کارخانه روی دندی همچنین شهرستان زنجان از لحاظ تنوع معادن بسیار غنی بوده به طوریکه در حال حاضر بالغ بر ۱۷۰ اندیس وذخایر معدنی قابل بهره برداری ودر دست اکتشاف ویا شناسایی شده در استان وجود دارد که شامل: سرب و روی، براسیت، سیلیس، خاکهای صنعتی آنتی موان، تالک، پرلیک، سولفات منیزیم، آلونیت، منگنز، مس، آهن و سنگهای تزیینی (گرانیت، مرمریت، تراورتن، چینی و مرمر) وسنگهای آهکی و گچ و سنگ لاشه‌است. هم اینک این استان بزرگ‌ترین معادن روی خاور میانه را در خود جای داده‌است.



برچسب‌ها: زنجان, تاریخ, صنایع دستی, موقعیت جغرافیایی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت 12:11  توسط علی محمدی  | 

سید عزالدین حسینی زنجانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سید عزالدین حسینی زنجانی
Ezodin Hoseini Zanjani.jpg
شناسنامه
نام کامل سید عزالدین محمد موسوی
حسینی زنجانی
لقب آیت‌الله‌العظمی
نسب سید عزالدین محمد بن
میرزا محمود بن
میرزا ابوالفضائل بن
میرزا عبدالواسع بن
سید محمد طارمی
تاریخ تولد ۱۳۰۰
زادگاه زنجان، ایران
محل تحصیل قم، نجف
محل زندگی مشهد
تاریخ وفات ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
محل وفات مشهد
اساتید سید روح‌الله خمینی
سید محمدحسین طباطبایی
سید ابوالقاسم خویی
سید محسن حکیم
وبگاه رسمی http://www.alzanjani.ir

سید محمد عزالدین حسینی زنجانی (۱۳۰۰ ه.ش. در زنجان - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ در مشهد)، از مراجع تقلید شیعه اهل ایران بود.

حسینی تحصیلات خود را در زنجان آغاز کرده و در قم و نجف پی گرفته بود. او از شاگردان آیت‌الله محمدحسین طباطبایی به شمار می‏رفت و مانند استادش مشرب فلسفی داشت.[۱] زنجانی از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۸ امام جمعه شهر زنجان بود و پس از آن پایان عمر در مشهد اقامت داشت. حسینی زنجانی روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ بر اثر ابتلا به سرطان ریه در منزل شخصی خود در مشهد درگذشت و روز ۲۶ اردیبهشت در حرم علی بن موسی الرضا به خاک سپرده شد.[۲]

او مؤسس کتابخانه حسینی شهر زنجان بود.

زندگی

تولد و خانواده

سید عزالدین محمد حسینی زنجانی در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی (۱۳۴۰ قمری) در شهر زنجان و در بیت علم و فقاهت دیده به جهان گشود.[۳] نماز جمعه زنجان در سال‌های متمادی به وسیله اجداد او اقامه می‌شد. جد اعلای زنجانی، سید محمد مجتهد سردانی از مجتهدین بنام زنجان در عصر خود بود. عبدالله میرزا (پسر فتحعلی شاه و حاکم زنجان) که شیفته و مرید سید محمد مجتهد شده بود، مسجد سید زنجان را برای اقامه نماز جمعه و جماعت به امامت وی بنا کرد. پدر او میرزا محمود حسینی زنجانی از علمای برجسته ایران و نماینده زنجان در مجلس موسسان بود.[۱] پسردائی‌های پدرش سید رضا زنجانی و سید ابوالفضل زنجانی نیز از روحانیون برجسته و اعضای عالی رتبه جبهه ملی ایران بودند و پسرعمه پدرش عبدالکریم زنجانی از مبلغان اتحاد اسلام به شمار می‏رفت و سالها در حرم علی بن ابی‌طالب نماز جماعت برگزار می‌کرد.[۴]

آیت‌الله میرزا محمود حسینی

تحصیلات

وی نخست تحت تربیت پدرش میرزا محمود حسینی، امام جمعهٔ زنجان، مدارج علمی را طی کرد و همزمان به تحصیلات کلاسیک و فراگیری زبان فرانسه نزد میرزا مهدی خان وزیری پرداخت. قبل از تشکیل حوزه علمیه قم به‌وسیله عبدالکریم حائری یزدی حوزه‌های شهرهای ایران فعــال بوده، حوزه علمیه زنجان موقعــیت خاصی داشته است. وی دوران مقدمات، سطح و مقداری از درس خارج را در حوزه زنجان و در نزد این اساتید گذراند:[۵]

دوره ادبیات؛

  1. سید رضا جوقینی (جامع المقدمات)
  2. سید عبد الصمد غزالی (سیوطی)
  3. شیخ مختار لنکرانی (مغنی)
  4. شیخ یحیی مدرسی (مطول) دوره سطح؛
  5. علی رفاه (شرح لمعه)
  6. آیت‌الله سید احمد مجتهدی - عموی او - (قوانین الاصول)
  7. آیت‌الله حسین دین‌محمدی زنجانی (رسائل و مکاسب)
  8. آیت‌الله عبدالکریم خوئینی زنجانی (کفایة الأصول) دوره فلسفه و منطق؛
  9. سید مجتبی موسوی انگورانی (منطق)
  10. آیت‌الله میرزا محمود حسینی زنجانی (منظومه و اسفار در فلسفه) وی در دوره خارج به همراه رضا روزبه در جلسات درس پدرش، میرزا محمود حسینی زنجانی شرکت می‌کرد.[۶]

مهاجرت به قم

وی در سن بیست سالگی به حوزه علمیه قم هجرت کرده و در درس خارج آیت‌الله العظمی حجّت در فقه و اصول حاضر می‌شود. از اول اصول تا اواخر استصحاب و در فقه از اول خیار مجلس تا آخر خیارات و یک دوره صلاه که حدود سیزده سال طول می‌کشد. پس از گذشت چند سال از ورود او آیت‌الله سید حسین بروجردی در قم اقامت می‌کند، حسینی زنجانی در دروس او شرکت می‌کند و نیز یک دوره در درس اصول آیت‌الله صدر حاضر می‌شود. هم‌چنین در نزد آیت‌الله سید احمد خوانساری خارج مباحث الفاظ مقالات را به‌پایان می‌رساند.

کتاب اسفار را به جز مباحث جواهر و اعراض پیش سید روح‌الله خمینی می‌خواند. در یکی از سفرها، پدرش از سید روح‌الله خمینی درباره او سؤال می‌کند، امام می‌گوید:

«ایشان بسیار خوش فهم و خوش قریحه هستند».

او دوره اسفار را پیش سید محمدحسین طباطبایی خواند.[۷]

حسینی زنجانی هم‌چنین از محضر آیت‌الله مهدی مازندرانی که از علمای بزرگ اما گمنام قم بود، استفاده می‌کند. وی کتاب اسفار را در سه دوره و نزد سید روح‌الله خمینی، سید محمدحسین طباطبایی و مهدی مازندرانی خوانده است.

علامه طباطبایی به حسینی زنجانی بسیار علاقه داشت و بارها از او سخن گفته‌است، از جمله در مصاحبه تلویزیونی که در اواخر عمرش انجام شد، هنگامی که خبرنگار سؤال کرد که از شاگردان برجسته خود به چه کسانی می‌توانید اشاره کنید، در پاسخ پس از مرتضی مطهری از او به عنوان حاج سید عزالدین امام یاد کرد.[۸] طباطبائی در جای دیگری اینگونه از او یاد می‌کند:

«مقام علمی حاج سید عزالدین برای مردم مجهول است، ایشان بسیار زحمت کشیده و دارای مراتب عالی علمی هستند»

[۹]

نجف

آیت‌الله حسینی زنجانی پس از سا‏‏لها تحصیل و تدریس در حوزه علمیه قم به نجف مهاجرت کرد و در حالیکه خود از مجتهدین مطرح حوزه علمیه بود، ماه‌ها در مجلس درس آیات عظام سید عبد الهادی شیرازی و سید ابوالقاسم خویی و سید محسن حکیم زانو زد. اما پس از چندی به علت بیماری پدر مجبور به ترک نجف و بازگشت به ایران شد. سید محسن حکیم به حسینی احترام بسیاری می‌گذاشت و جایگاه علمی بالایی برای او قائل بود.[۱۰]

بازگشت به زنجان

پس از درگذشت پدرش، آیت‌الله میرزا محمود حسینی در سال ۱۳۳۵، برای تصدی امور مسجد سید که نسل اندر نسل در اداره حسینی‌ها بود، در زنجان ماندگار شد و اقامه نماز جمعه و جماعت را در آن مسجد به عهده گرفت.

حوزه درس خارج او نیز در زنجان دایر و محور بحث فقه کتاب «وسیله النجاه» آیت‌الله اصفهانی بود. او «کتابخانه حسینی» را در همین سالها در زنجان بنا کرد.[۱۱]

فعالیت‌های سیاسی

تظاهرات علمای مشهد در دوران انقلاب اسلامی ایران. ایستاده از راست به چپ: آیت‌الله میرصادقی زنجانی، میرزا علی فلسفی، میرزا مهدی نوقانی، سید عزالدین حسینی زنجانی، شیخ ابوالحسن شیرازی و سید محمدعلی شیرازی

در سال ۱۳۴۲ حسینی زنجانی که از محبوب‌ترین شاگردان سید روح‌الله خمینی بود، به صف مخالفان حکومت پهلوی پیوست و بازداشت شد.[۱] پس از آزادی از زندان، در سال ۱۳۵۰ و در پی ایراد سخنرانی شدیدالحنی علیه شاه، به واسطه منوچهر آزمون، رئیس اوقاف وقت، مجبور به ترک زنجان شد و به مشهد رفت. دوران تبعید او در مشهد تا پیروزی انقلاب به درازا کشید. در طول مدت اقامت در مشهد به مبارزات خود ادامه داد. از جمله در در ۲۶ تیر ماه ۱۳۵۷ (همزمان با ماه شعبان) در طی اعلامیه در اعتراض به کشتار مردم توسط حکومت جشن‌های این دوره از سالِ قمری را لغو کرد. همچنین در کشته شدن سید مصطفی خمینی و کشتار تعدادی از مردم مشهد توسط حکومت پهلوی، عزای عمومی اعلام کرد. با پیروزی انقلاب او به دستور امام خمینی به زنجان باز بازگشت.

سوء قصد

با وجود محبوبیت خانواده حسینی‌زنجانی در زنجان، بازگشت وی در مقام امام جمعه شهر با مخالفت برخی روحانیون سنت‌گرا همراه شد. روابط نزدیک زنجانی با مهدی بازرگان، فشارها را بیشتر کرد.[۱] سرانجام چند نفر وی و نماینده رهبر در استان را هنگام وضو گرفتن در حیاط خانه‌اش به رگبار بستند. آسیبی به کسی نرسید، اما زنجانی با وجود حمایت‌های امام خمینی مجبور به ترک شهر و مهاجرت دوباره به مشهد شد. بعدها آیت‌الله زنجانی ترورکنندگان خود را بخشید و آن‌ها آزاد شدند. رهبر و مغز متفکر این ترور، یک دانشجوی ۲۲ ساله دانشکده کشاورزی زنجان به نام ابوالفضل نوری بود که دو سال و نیم بعد در جبهه‌های جنگ در حالی که از فرماندهان لشکر عاشورا بود شهید شد.[۱]

اقامت در مشهد

در مشهد ابتدا جلسات دروس او در مدرسه سلیمان خان تشکیل می‌شد و سپس به مسجد امام صادق (ع) منتقل گشت.

وی تا پایان عمر نیز در مشهد زندگی می‌نمود.[۱۲]

تالیفات

کتاب‌ها و آثاری که از او به جای مانده اغلب غیرفقهی است و بیشتر راجع به مسائل تفسیر و اخلاق:

  • رساله عملیه
  • مناسک حج
  • شرح زیارت آل یاسین
  • فیض العلیم فی شرح تحفة الحکیم
  • یکصد و ده سوال (که مشتمل بر ۱۱۰ عدد از استفتائاتی است که از او پرسیده شده)
  • مطارحات حول معیار الشرک فی القرآن (به زبان عربی و ترجمه فارسی)
  • زندگی‌نامه علامه فرزانه شیخ محمدجواد بلاغی
  • شرح خطبه حضرت زهرا (س)
  • شرح زیارت عاشورا
  • تفسیر سوره حمد
  • راه رستگاری در اخلاق
  • الانتزاعات من القرآن الکریم
  • تفسیر ترتیبی قرآن
  • حاشیه بر شرح منظومه ملاهادی سبزواری
  • شرح و نقد مثنوی معنوی
  • حاشیه بر اسفار ملاصدرا
  • تصوف و در نهایت شرح نهج‌البلاغه
  • رسالة فی حقیقة الایمان (تقریر)
  • تعلیقات بر تفسیر شبر (تقریر)

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ تورجان، فقیه تبعیدی و فیلسوف شهر فلسفه ستیزان
  2. روزنامه همشهری
  3. زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت‌الله العظمی زنجانی، ص۱
  4. زندگینامه آیت‌الله عبدالکریم زنجانی
  5. زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت‌الله العظمی زنجانی، ص۳
  6. زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت‌الله العظمی زنجانی، ص۵
  7. زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت‌الله العظمی زنجانی، ص۱۱
  8. زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت‌الله العظمی زنجانی، ص۱۹
  9. پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله العظمی زنجانی، زندگی‌نامه
  10. زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت‌الله العظمی زنجانی، ص۲۵
  11. زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت‌الله العظمی زنجانی، ص۲۶
  12. زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت‌الله العظمی زنجانی، ص۳۴

منابع

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 13:43  توسط علی محمدی  | 
اسلام به عنوان دینی جهان شمول و فرا زمانی، با تأکید بر تمامی نیازها و مطالبات روحی، روانی و جسمی انسان برنامه ای جامع و کامل برای تمامی دوره های زندگی او (از قبل از تولد تا کودکی، نوجوانی، جوانی و میانسالی و پیری و مرگ) ارائه داده است.

از زمان و مکان انعقاد نطفه گرفته تا نحوه ی تأثیرگذاری بر سلامت و بهداشت جسمی و روحی جنین در رحم و روش های کاربردی تربیت و تزکیه فرزندان بعد از تولد و نیز ساز و کارهای رشد و بالندگی در عرصه های مختلف زندگی تماماً در قرآن و کتب روایی اسلام به روشنی طرح و تبیین شده است.

پرداختن به احکام و آموزه های دینی در حوزه های مختلف فردی و اجتماعی زندگی انسان همواره مورد عنایت و تأمل محققان و پژوهشگران اسلامی و مفسران قرآن بوده و آثار و متون فراوانی به رشته تحریر درآمده است.

در این اجمال با توجه به موضوع بحث تنها به یکی از محورهای مربوط به زندگی اجتماعی انسان یعنی سیمای حقیقی پوشش بانوان در قرآن و سنت و سیره معصومین علیهم السلام آن هم به طور اجمال و اختصار می پردازیم.

 

سیمای حقیقی پوشش اسلامی در قرآن

بازکاوی آیات قرآن پیرامون حجاب، به ویژه با تأکید بر رویکردی همه سونگرانه، امری بسیار مهم و ضروری بوده و همواره مورد توجه و عنایت دین پژوهان و محققان و متفکران اسلامی واقع نشده است.

بسیاری از پرسش ها و شبهاتی را که پیرامون فلسفه حجاب و حدود و ثغور آن مطرح می شود، می توان با بهره گیری آیات قرآنی پاسخ داد.

علت وجوب حجاب، آثار و پیآمدهای روحی، اخلاقی و اجتماعی حجاب، نقش حجاب در ثبات بنیاد خانواده و تربیت فرزندان، حجاب عامل تحدید است یا تکریم و آزادی؟ از جمله محورها و سئوالاتی است که در آیات متعدد قرآن مورد توجه و تأکید قرار گرفته است.

تجمیع و تدوین سئوالات و شبهاتی که در خصوص حجاب و روابط زن و مرد طرح و تکرار می شود و نیز تئوریزه نمودن پاسخ ها و توضیحاتی که در تبین و تشریح مسئله حجاب با رویکرد وحیانی ارائه می شود یکی از ضرورت های قطعی و نیازها و مطالبات مسلم اقشار و طبقات مختلف به ویژه نسل جوان امروز به شمار می آید.

برخی از سئوالاتی که می بایست مورد توجه اهل تحقیق قرار گرفته و در پی ارائه پاسخ های مستدل و قابل دفاع و فهم مخاطبان باشند از این قرار است:

آیا اسلام که آزادی و اختیار را یکی از مؤلفه های بارز حیات بشر تلقی کرده با وادار نمودن آدمی به انتخاب حجاب و پوششی خاص منافات ندارد؟

تجمیع و تدوین سئوالات و شبهاتی که در خصوص حجاب و روابط زن و مرد طرح و تکرار می شود و نیز تئوریزه نمودن پاسخ ها و توضیحاتی که در تبین و تشریح مسئله حجاب با رویکرد وحیانی ارائه می شود یکی از ضرورت های قطعی و نیازها و مطالبات مسلم اقشار و طبقات مختلف به ویژه نسل جوان امروز به شمار می آید

آیا در عصر ارتباطات و در دنیای فرا صنعتی که روابط زن و مرد جزو ضروریات قطعی به شمار می آید، حجاب و پوشش اسلامی مانع توسعه و ترقی و پیشرفت و ارتباطات گسترده و جهانی نخواهد شد؟ آیا ارائه الگوی حجاب اسلامی باعث انزوا و به حاشیه رانده شدن مسلمانان به ویژه بانوان مسلمان از عرصه های بین المللی نخواهد شد؟

آیا نباید حجاب نیز همچون سایر متغیرات دینی براساس مقتضیات زمان و مکان مورد تجدید نظر قرار گیرد؟

آیا اساساً حجاب یک واجب دینی است؟ و یا یک عادت غیر دینی و ساخته و پرداخته ذهن لایه هایی از مسلمانان می باشد؟ چرا حجاب و پوشش اسلامی ویژه بانوان بوده و مردان ملزم به رعایت حجاب نیستند؟ آیا این تبعیض بر علیه زنان نیست؟

آیا حجاب اسلامی نوعی استثمار، تحقیر و خشونت علیه زنان محسوب نمی شود؟ نظر قرآن در مورد رنگ و مدل لباس بانوان چیست؟ و بالاخره آیا حجاب مصونیت است یا محدودیت؟

اینها تنها بخشی از سئوالات و ابهامامی است که در بین بخش های مختلف مردم علی الخصوص جوانان و حتی تحصیلکردگان و دانشجویان همواره مورد توجه بوده است. که ارائه پاسخ های مناسب با بهره گیری از قرآن و سیره معصومین علیهم السلام می تواند نقش بسیار مفید و موثری را در باز تولید مفاهیم دینی و توسعه فرهنگ و ارزش های اسلامی از جمله حجاب اسلامی در جامعه داشته باشد.

ریشه اصلی بسیاری از ناهنجاری های مربوط به پوشش در بین گروهی از زنان مسلمان را می بایست در عدم ارائه پاسخ های قانع کننده به سئوالات آنان و نیز طرح و تبلیغ نامناسب حجاب و ارزش های دینی جامعه جستجو نمود.

حجاب حیا

با عنایت به مطالب فوق، آیات مربوط به حجاب در قرآن را ذیلاً مورد تأمل و تأکید قرار می دهیم:

1. آیه خمار:

ولیفرین بخمرهنّ علی جیوبهنّ(1)؛ «زنان باید سر، سینه، و دوش خود را با مقنعه بپوشانند»

"خمر" جمع خمار و مراد از آن پوشش مخصوص سر و اطراف سر بانوان، مثل مقنعه است. یکی از صاحب نظران عرب(محمد سعید العشماوی) که شبهاتی را بر حجاب وارد کرده و نظراتش از سوی علمای دانشگاه الازهر مصر نیز مورد نقد قرار گرفته در مورد توجیه آیه مذکور این شبهه را وارد می کند که دستور یاد شده در این آیه دائمی نبوده و تنها به دورانی بر می گردد که جداسازی زنان این وضع را طلب می کرد. این امر در دوره های مختلف متغیر است. وی تأکید می کند که: در عصر رسول گرامی اسلام زنان پارچه ای بر سر می کردند و دو طرف آن را به پشت سر می انداختند به گونه ای که گردن و بالای سینه آنها آشکار بود. برای آن که فارقی(تفاوتی) بین زنان مومن و غیرمؤمن باشد خداوند دستور داد، زنان مومن پارچه ای را که بر سر کرده بر جلوی بدن خویش رها سازند تا از پوشش ممتازی برخوردار گردند. پس این دستور دائمی نیست و صرفاً برای آن دوره طرح شده است. در حالی که آیه فوق درصدد تعدیل عرف و صرف تمییز بین زنان مومن از غیرمؤمن نبوده است، بلکه فرمانی است به مردان و زنان در خودنگهداری و پاکدامنی چرا که در این آیه در آغاز، زنان به کاستن نگاه خود و پوشاندن زینت های غیرآشکار و رعایت پاکدامنی و رها کردن خمار بر گردن و سر و سینه دعوت شده اند.(2) البته نسبت به زنان دو دستور ویژه هم صادر شده؛ یکی پوشیدن زینت ها پنهان و دیگری کیفیت بر سر انداختن خمار.

آیا در عصر ارتباطات و در دنیای فرا صنعتی که روابط زن و مرد جزو ضروریات قطعی به شمار می آید، حجاب و پوشش اسلامی مانع توسعه و ترقی و پیشرفت و ارتباطات گسترده و جهانی نخواهد شد؟ آیا ارائه الگوی حجاب اسلامی باعث انزوا و به حاشیه رانده شدن مسلمانان به ویژه بانوان مسلمان از عرصه های بین المللی نخواهد شد؟

شان نزول آیه خمار:

در کتاب کافی در شأن نزول این آیه چنین آمده است:

از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است: جوانی از انصار در مسیر خود با زنی روبرو شد (در آن زمان زنان روسری خود را در پشت گوش ها قرار می دادند و طبعاً گردن و قسمتی از سینه آنها نمایان می شد) چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب کرد، و چشم خود را به او دخت هنگامی که زن گذشت، جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه می کرد، در حالی که راه خود را ادامه می داد، تا اینکه وارد کوچه تنگی شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه می کرد ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزی استخوان و یا قطعه شیشه ای که در دیوار بود صورتش را شکافت! هنگامی که زن گذشت، جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جاری است و به لباس و سینه اش ریخته! سخت ناراحت شد با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پیامبر می روم این ماجرا را بازگو می کنم، هنگامی که چشم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به او افتاد، فرمود: چه شده است؟ جوان ماجرا را نقل کرد. در این هنگام جبرئیل، پیک وحی خدا نازل شد و آیه فوق را آورد (قل للمومنین یغضّوا من ابصارهم...)(3)؛ فرو بستن چشم از زن و مرد نامحرم و نیز پوشش زنان و پنهان کردن زینت های آنان از نامحرم و انداختن مقنعه خود بر سینه و گردن.

حجاب

علامه مرتضی مطهری در تبین اجمالی آیه 30 و 31 سوره نور می نویسد:

اسلام تدابیری برای تعدیل و رام کردن غریزه (آتشین جنسی) اندیشیده است و در این زمینه هم برای زنان و هم برای مردان تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد، هر دو مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است: قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم... قل للمومنات یغضض من ابصارهن و یحفظن فروجهن...

خلاصه این دستور این است که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم چرانی کنند، نباید نگاههای مملو از شهوت به یکدیگر بدوزند، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه گری و دلربایی نپردازند، به هیچ وجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانه ای کاری نکنند که موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم کنند.(4)

 

پیام آیه خمار:

الف – مقابله با نگاه شهوت آلود:

در بحث حجاب یکی از محورهای اصلی و اساسی، مسئله نگاه کردن به نامحرم می باشد. چرا که اساساً هدفمند نمودن و ساماندهی روابط زن و مرد در جهت سالم سازی فضای فکری، فرهنگی و اخلاقی و نیز مقابله با عوامل فساد ساز و سرمایه سوز در جامعه تا حد زیادی مولود و محصول نگاه توأم با رویکرد وحیانی و انسانی به نامحرم می باشد. لذا بجاست که با تأملی کوتاه بر آیات و روایات نگاه بر نامحرم را مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار دهیم:

آیا نگاه کردن به نامحرم در حالی که حجاب و پوشش اسلامی زن و مرد رعایت شده باشد، به طور کلی ممنوع است به عبارت دیگر منظور آیه خمار از کاستن نگاه، فرو بستن چشم است و یا کنترل و هدایت نگاه و بستن چشم از گناه؟ آیا لازمه مکالمه و تعامل با نامحرم بستن چشم هاست و یا عدم تمرکز نگاه بر نامحرم؟ مفسران و قرآن پژوهان در تفسیر و تشریح آیه خمار، کاهش و کمی نگاه را صحیح دانسته و در مفهوم یغضوا چنین نوشته اند: یغضوا از ماده ی غضّ (بر وزن خزّ) در اصل به معنای کاستن و نقصان است و غضّ بصر به معنای کاهش دادن نگاه، خیره نشدن و تماشا نکردن و به اصطلاح نظر استقلالی نیفکندن است.

زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم چرانی کنند، نباید نگاههای مملو از شهوت به یکدیگر بدوزند، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه گری و دلربایی نپردازند، به هیچ وجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانه ای کاری نکنند که موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم کنند

بنابراین آیه مذکور مومنان را به فرو بستن چشم ها امر نمی کند بلکه فرو کاستن و کوتاه کردن نگاه را تأیید می کند.

نگاه به نامحرم نباید با تلذّذ و تمرکز حتی بر گردی صورت و دست ها و رنگ و مدل لباس مخاطب صورت گیرد.

صاحب مجمع البیان در ذیل آیه مورد بحث تاکید می کند که: ریشه معنی غض کاهش و کمی است... یعنی معنی "غض بصر" این است که تند نگاه کردن را کم کرد. راغب اصفهانی در کتاب نفیس مفردات القرآن این کلمه را عیناً همین طور معنی می کند. توضیح این که یک وقت نگاه کردن به شخصی برای ورانداز کردن و دقت کردن به خود آن شخص است مانند این که بخواهد وضع لباس و کیفیت آرایش او را مورد مطالعه قرار دهد و ... ولی یک وقت دیگر نگاه کردن به شخص برای این است که با او حرف می زند و چون لازمه مکالمه نگاه کردن است به او نگاه می کند. پس معنی جمله این است: به مؤمنین بگو به زنان خیره نشوند و چشم چرانی نکنند.

کنترل و فرو کاستن نگاه به نامحرم یکی از پیش شرط های اساسی حفظ کرامت و عفت و پاکدامنی است. به همین دلیل گفته شده است در آیه خمار غضّ بصر بر حفظ فرج تقدم یافته است.

سید قطب می نویسد: «حفظ فرج پی آمد فرو خواباندن چشم است و گامی است در استواری اراده و هوشیاری در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهش های نفسانی. از این روی بین آن دو در یک آیه جمع کرده تا نشان دهد یکی حالت سبب و دیگری جایگاه نتیجه را دارد و هر دو گامهایی هستند پی در پی، در صفحه ذهن و صحنه زندگی، نزدیک به نزدیک.(5)

ادامه دارد...

 

پی نوشت ها:

1- سوره مبارکه نور – آیه 31.

2- در آیه 31 سوره نور چنین تأکید شده است: و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند.

3- تفسیر نمونه – ج 14 – ص 435.

4- علامه مطهری – مسئله حجاب – ص 72.

5- فی ظلال القرآن – ج 4 – ص 2512.
برچسب‌ها: مسئله حجاب, حجاب, مطهری, قرآن
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:59  توسط علی محمدی  | 

سید محمد عزالدین حسینی زنجانی از مراجع تقلید شیعه

آیت الله حسینی تحصیلات خود را در زنجان آغاز کرده و در قم و نجف پی گرفته بود. او از شاگردان آیت الله محمدحسین طباطبایی به شمار می‏رفت و مانند استادش مشرب فلسفی داشت. زنجانی از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۸ امام جمعه شهر زنجان بود و پس از آن پایان عمر در مشهد اقامت داشت. حسینی زنجانی روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ بر اثر ابتلا به سرطان ریه در منزل شخصی خود در مشهد درگذشت و روز ۲۶ اردیبهشت در حرم علی بن موسی الرضا به خاک سپرده شد.

او مؤسس کتابخانه حسینی شهر زنجان بود.

تولد و خانواده

سید عزالدین محمد حسینی زنجانی در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی (۱۳۴۰ قمری) در شهر زنجان و در بیت علم و فقاهت دیده به جهان گشود. نماز جمعه زنجان در سال‌های متمادی به وسیله اجداد او اقامه می‌شد. جد اعلای زنجانی، سید محمد مجتهد سردانی از مجتهدین بنام زنجان در عصر خود بود. عبدالله میرزا (پسر فتحعلی شاه و حاکم زنجان) که شیفته و مرید سید محمد مجتهد شده بود، مسجد سید زنجان را برای اقامه نماز جمعه و جماعت به امامت وی بنا کرد. پدر او میرزا محمود حسینی زنجانی از علمای برجسته ایران و نماینده زنجان در مجلس موسسان بود. پسردائی‌های پدرش سید رضا زنجانی و سید ابوالفضل زنجانی نیز از روحانیون برجسته و اعضای عالی رتبه جبهه ملی ایران بودند و پسرعمه پدرش عبدالکریم زنجانی از مبلغان اتحاد اسلام به شمار می‏رفت و سالها در حرم علی بن ابی‌طالب نماز جماعت برگزار می‌کرد.

تحصیلات

وی نخست تحت تربیت پدرش میرزا محمود حسینی، امام جمعهٔ زنجان، مدارج علمی را طی کرد و همزمان به تحصیلات کلاسیک و فراگیری زبان فرانسه نزد میرزا مهدی خان وزیری پرداخت. قبل از تشکیل حوزه علمیه قم به‌وسیله عبدالکریم حائری یزدی حوزه‌های شهرهای ایران فعــال بوده، حوزه علمیه زنجان موقعــیت خاصی داشته است. آیت‌الله میرزا محمود حسینی زنجانی (منظومه و اسفار در فلسفه) وی در دوره خارج به همراه رضا روزبه در جلسات درس پدرش، میرزا محمود حسینی زنجانی شرکت می‌کرد.

مهاجرت به قم

وی در سن بیست سالگی به حوزه علمیه قم هجرت کرده و در درس خارج آیت‌الله العظمی حجّت در فقه و اصول حاضر می‌شود. از اول اصول تا اواخر استصحاب و در فقه از اول خیار مجلس تا آخر خیارات و یک دوره صلاه که حدود سیزده سال طول می‌کشد. پس از گذشت چند سال از ورود او آیت‌الله سید حسین بروجردی در قم اقامت می‌کند، حسینی زنجانی در دروس او شرکت می‌کند و نیز یک دوره در درس اصول آیت‌الله صدر حاضر می‌شود. هم‌چنین در نزد آیت‌الله سید احمد خوانساری خارج مباحث الفاظ مقالات را به‌پایان می‌رساند.

نجف

آیت‌الله حسینی زنجانی پس از سا‏‏لها تحصیل و تدریس در حوزه علمیه قم به نجف مهاجرت کرد و در حالیکه خود از مجتهدین مطرح حوزه علمیه بود، ماه‌ها در مجلس درس آیات عظام سید عبد الهادی شیرازی و سید ابوالقاسم خویی و سید محسن حکیم زانو زد. اما پس از چندی به علت بیماری پدر مجبور به ترک نجف و بازگشت به ایران شد. سید محسن حکیم به حسینی احترام بسیاری می‌گذاشت و جایگاه علمی بالایی برای او قائل بود.

بازگشت به زنجان

پس از درگذشت پدرش، آیت‌الله میرزا محمود حسینی در سال ۱۳۳۵، برای تصدی امور مسجد سید که نسل اندر نسل در اداره حسینی‌ها بود، در زنجان ماندگار شد و اقامه نماز جمعه و جماعت را در آن مسجد به عهده گرفت.

حوزه درس خارج او نیز در زنجان دایر و محور بحث فقه کتاب «وسیله النجاه» آیت‌الله اصفهانی بود. او «کتابخانه حسینی» را در همین سالها در زنجان بنا کرد.

فعالیت‌های سیاسی

تظاهرات علمای مشهد در دوران انقلاب اسلامی ایران. ایستاده از راست به چپ: آیت الله میرصادقی زنجانی، میرزا علی فلسفی، میرزا مهدی نوقانی، سید عزالدین حسینی زنجانی، شیخ ابوالحسن شیرازی و سید محمدعلی شیرازی

در سال ۱۳۴۲ حسینی زنجانی که از محبوب‌ترین شاگردان سید روح‌الله خمینی بود، به صف مخالفان حکومت پهلوی پیوست و بازداشت شد. پس از آزادی از زندان، در سال ۱۳۵۰ و در پی ایراد سخنرانی شدیدالحنی علیه شاه، به واسطه منوچهر آزمون، رئیس اوقاف وقت، مجبور به ترک زنجان شد و به مشهد رفت. دوران تبعید او در مشهد تا پیروزی انقلاب به درازا کشید. در طول مدت اقامت در مشهد به مبارزات خود ادامه داد. از جمله در در ۲۶ تیر ماه ۱۳۵۷ (همزمان با ماه شعبان) در طی اعلامیه در اعتراض به کشتار مردم توسط حکومت جشن‌های این دوره از سالِ قمری را لغو کرد. همچنین در کشته شدن سید مصطفی خمینی و کشتار تعدادی از مردم مشهد توسط حکومت پهلوی، عزای عمومی اعلام کرد. با پیروزی انقلاب او به دستور امام خمینی به زنجان باز بازگشت.

سوء قصد و هجرت از زنجان

با وجود محبوبیت خانواده حسینی‌زنجانی در زنجان، بازگشت وی در مقام امام جمعه شهر با مخالفت برخی روحانیون سنت‌گرا همراه شد. روابط نزدیک زنجانی با مهدی بازرگان، فشارها را بیشتر کرد. سرانجام چند نفر وی و نماینده رهبر در استان را هنگام وضو گرفتن در حیاط خانه‌اش به رگبار بستند. آسیبی به کسی نرسید، اما زنجانی با وجود حمایت‌های امام خمینی مجبور به ترک شهر و مهاجرت دوباره به مشهد شد. بعدها آیت‌الله زنجانی ترورکنندگان خود را بخشید و آن‌ها آزاد شدند.

رهبر و مغز متفکر این ترور، یک دانشجوی ۲۲ ساله دانشکده کشاورزی زنجان به نام ابوالفضل نوری بود که دو سال و نیم بعد در جبهه‌های جنگ در حالی که از فرماندهان لشکر عاشورا بود شهید شد.

اقامت در مشهد

در مشهد ابتدا جلسات دروس او در مدرسه سلیمان خان تشکیل می‌شد و سپس به مسجد امام صادق (ع) منتقل گشت.

وی تا پایان عمر نیز در مشهد زندگی می‌نمود.

تالیفات

کتاب‌ها و آثاری که از او به جای مانده اغلب غیرفقهی است و بیشتر راجع به مسائل تفسیر و اخلاق:

  • رساله عملیه
  • مناسک حج
  • شرح زیارت آل یاسین
  • فیض العلیم فی شرح تحفة الحکیم
  • یکصد و ده سوال (که مشتمل بر ۱۱۰ عدد از استفتائاتی است که از او پرسیده شده)
  • مطارحات حول معیار الشرک فی القرآن (به زبان عربی و ترجمه فارسی)
  • زندگی‌نامه علامه فرزانه شیخ محمدجواد بلاغی
  • شرح خطبه حضرت زهرا (س)
  • شرح زیارت عاشورا
  • تفسیر سوره حمد
  • راه رستگاری در اخلاق
  • الانتزاعات من القرآن الکریم
  • تفسیر ترتیبی قرآن
  • حاشیه بر شرح منظومه ملاهادی سبزواری
  • شرح و نقد مثنوی معنوی
  • حاشیه بر اسفار ملاصدرا
  • تصوف و در نهایت شرح نهج‌البلاغه
  • رسالة فی حقیقة الایمان (تقریر)
  • تعلیقات بر تفسیر شبر (تقریر)

روحش شاد و یادش جاوید



برچسب‌ها: زندگینامه, سید محمد عزالدین حسینی زنجانی, زنجان
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:5  توسط علی محمدی  | 
فرارسیدن عید سعید فطر برای کلیه شیعیان اسلام مبارک باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 9:51  توسط علی محمدی  | 

شب قدر چه شبی است؟

 
مراد از شب قدر، تقدیر و اندازه ‏گیری است و شب قدر شب اندازه‏ گیری است و خداوند متعال در این شب حوادث یک سال را تقدیر می‏کند و زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموری از این قبیل را در این شب مقدر می‏گرداند

 

عظمت شب قدر


در سوره قدر می‏خوانیم: «انا انزلناه فی لیلة القدر وما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر». خداوند متعال برای بیان عظمت‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هی هی خیر من الف شهر» یعنی با این که می‏توانست در آیه دوم و سوم به جای کلمه «لیلة القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه «لیلة القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است

 

وقایع انجام شده در شب قدر 


۱-  نزول قرآن

۲-  تقدیر امور

۳-  نزول ملائکة و روح

۴-  سلام و امنیت

 

قرآن و شب قدر

 
در برخی از احادیث آمده است که راوی به امام جعفر صادق (علیه السّلام) می گوید:

درباره شب قدر، به من اطلاعاتی بدهید! آیا این شب، فقط در روزگاران گذشته  مثلا روزگار حیات پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) [ بوده است ] و اکنون دیگر نیست ، یا اینکه شب قدر، در هر سال، هست؟ امام می فرماید: لو رفعت لیله القدر، لرفع القرآن – اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نیز بر می دارند

 

شعر در مورد شب قدر


شب وصل است و خوش قرآن ناطق

نیایش مى‏کند تا صبح صادق

سر شب تا سحر او ناله کرده

به یک شب طى رهى صد ساله کرده

لبانش مى‏خورد آهسته بر هم

که گویا عرش و فرش گردیده در هم

 

شب قدر از دید مقام معظم رهبری

 

ما معتقدیم (و این جزء بدیهیات اسلام، بلکه بدیهیات همه ادیان است) که انسان، فقط در سایه ارتباط و اتصال با حق تعالی است که می‌تواند به تکامل و تعالی دست پیدا کند. البته فرصت ماه رمضان، یک فرصت استثنایی است. این، چیز کمی نیست که خدای متعال در قرآن بفرماید: “لیله‌القدر خیر من الف شهر”. یک شب، از هزار ماه بهتر و با فضیلت‌تر و در پیشرفت انسان موثرتر، در ماه رمضان است. این، چیز کمی نیست که رسول اکرم (صلی‌ا…‌علیه‌وآله) این ماه را ماه ضیافت الهی به حساب بیاورند. مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آنجا، محروم خارج بشود؟ مگر وارد نشوی. آن کسانی که وارد سفره غفران و رضوان و ضیافت الهی در این ماه نشوند، البته بی‌بهره خواهند ماند و واقعا این محرومیت به معنای حقیقی است. “ان الشقی من حرم غفران‌ا… فی هذا الشهر العظیم”. محروم واقعی، آن کسی است که نتواند در ماه رمضان، غفران الهی را به دست بیاورد.


فلسفه شب های قدر


شب قدر شب عروج انسان الهی

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (*)وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ (*)لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (*)تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (*)سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (*) (سوره قدر – آیات ۱-۵) ما، آن (قرآن) را در شب شب قدر نازل کردیم و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟

شب قدر، از هزار ماه بهتر است، فرشتگان و روح در این شب به اذن پروردگار خود، برای تقدیر هر کاری نازل می‌شوند، آن شب انباشته از سلا‌مت و برکت و رحمت، تا طلوع صبح است.

درباره سوره قدر، شب قدر، معنای قدر، تعیین شب قدر، تکالیف شب قدر و شیوه‌های بهره‌جویی از این شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان، مطالب قابل اهمیتی وجود دارد که ما خلا‌صه آن را مورد مطالعه قرار می‌دهیم

 

اعمال شب قدر


۱-  غسل شب‌ قدر

۲-  احیا و شب‌ زنده‌ داری

۳-  قرآن بر سرگرفتن

۴-  نماز و دعا

۵-  استغفار و توبه

 

لیلة القدر شب سرنوشت


یکی از برکات ماه رمضان وجود لیله القدر در شب های آن است. به احتمال بسیاری قوی لیله القدر در ماه رمضان و مشهور در نیمه دوم و معروف آن دهه سوم آن در شب های بیست و یک، بیست و سه و یا بیست و هفتم است. البته برخی نیز شب نوزدهم را نیز یکی از احتمالات قوی دانسته اند. با این همه برخی از روایات معدود نیز شب نیمه شعبان را شب قدر می دانند ولی مشهور در میان اهل حدیث و دانشمندان و عموم مردم ماه رمضان می باشد.

برخی از عالمان و اهل علم و عمل برای دست یابی به احیای شب قدر که از اعمال شب قدر است تمامی سال را احیای نگه می دارند که این خود بیانگر جایگاه و ارزش شب قدر و احیا و شب زنده داری در آن است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 10:20  توسط علی محمدی  | 
منابع آمریکایی اعلام کردند، هیات‌های مذاکره‌کننده فلسطینی و اسرائیلی ظرف دو هفته آینده بار دیگر با هدف ادامه مذاکرات صلح، دیدار می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به نقل از پایگاه اینترنتی شبکه خبری الجزیره، قرار است دو طرف که دوشنبه شب اولین دیدارشان را در واشنگتن و تحت نظارت ‌آمریکا برگزار کردند، ظرف دو هفته ‌آینده بار دیگر دیدارهایی داشته باشند.

در واکنش به آغاز مذاکرات صلح در اولین نشست دو جانبه میان هیات‌های فلسطینی و اسرائیلی، کمیته بین‌المللی چهار جانبه صلح در بیانیه‌ای نسبت به هرگونه اقداماتی که روند سیاسی را به چالش بکشاند هشدار داده و از دو طرف خواست تا شرایط را جهت پیروزی این مذاکرات فراهم کنند.

این کمیته که متشکل از نمایندگان کشورهای آمریکا، روسیه، سازمان ملل و اتحادیه اروپا است در بیانیه خود تاکید کرد که از تلاش‌های فلسطین و اسرائیل برای تحقق راهکار تشکیل دو کشور از طریق مذاکره در 9 ماه حمایت می‌کند.

کمیته مذکور علاوه بر این از تصمیم "شجاعانه" محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای آغاز مجدد مذاکرات صلح که از سال 2010 میلادی متوقف شده بود استقبال و ابراز امیدواری کرد که مذاکرات به ترسیم راهکاری برای تشکیل دو کشور و پایان اختلافات میان دو طرف بیانجامد.

جنبش حماس نیز به نوبه خود بازگشت نماینده تشکیلات خودگردان فلسطین بر سر میز مذاکرات با اسرائیل را گامی یک جانبه توصیف کرد.

جبهه خلق برای آزادی فلسطین و جنبش جهاد اسلامی نیز آغاز مذاکرات صلح خاورمیانه را محکوم کرده و توقف هرچه سریع‌تر آن را خواستار شدند.

گوئیدو وستروله، وزیر امور خارجه آلمان نیز به نوبه خود با ابراز خرسندی نسبت به از سرگیری مذاکرات صلح گفت: این خبری بسیار خوشحال‌کننده بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 10:11  توسط علی محمدی  | 

مقدمه

نیایش عروج آدمی از مقام بندگی به آستانه درگاه الهی وجهی است از سر عشق و اخلاص به سوی آفریننده ی اثر بیمانندی همچون «معجزه زندگی»!

پرستش، در واقع، تلاش آدمی برای پیوستن به وجودی با شعور، اما نامحسوس است که سازنده و گرداننده جهان هستی، روشنی بخش فرد، برترین نیروده و جمال آفرین و صادق ترین راهنما و دلسوزترین منجی است .

نیایش واقعی، حالتی است عارفانه، که در آن آدمی، خداوند را طلب می کند، او را می یابد، او را می شناسد، او را دوست می  دارد، به او عشق می وزد و در نهایت محو جمال او می گردد، و او نیز در قلب پرتپش بنده ی خود، قرار گاهی همیشگی می یابد، به آن اطمینان می بخشد، و آن را مأمن عشق های بزرگ و عمیق می گرداند .

بنده ای که در برابر خداوند یکتای انسان و جهان، با فروتنی سر فرود می آورد ، گویی با زبان حال خود می گوید؛ که او را دوست دارد، نعمت هایش را سپاس می گذارد، خود را به او می سپارد ، و تسلیم اراده و خواست اوست . و آن اه، به رضای معبود خود راضی ، در بلای سخت ، اما شیرین او صبور ، به واحدیت او مقر ، و به امان فریاد رسش چنگ زنان می گرد.

گویی چنان است که یکتای مهربان ، نجوای عاشقانه بنده اش را می شنود و به امر مژده ی « خدا گونه شدنش» را می دهد .بندگی و عبادت ، آدمی را خدا گونه می کند و به مقام خلیفه الهی می رساند دل او را از نعمت ها، به ولی نعمت می کشاند، که دون همت است که روی از ولی نعمت برگرداند و دل به نعمت مشغول کند !، و این هست «راز هستی» .

«نماز» اقرار صادقانه به بندگی خدا، پاره شدن بندهای شیطان و دام های ابلیس است.

 

اگر نماز می خوانید هدفتان از نماز خواندن چیست؟

اگر انسان بخواهد در این دنیا با آگاهی و ازادی وشخصیت انسانی زندگی کند ، قطعاً باید برای چنین زندگی حکمت و هدفی والا داشته باشد.انسانی ترین کاری که برای تامین زندگی هدف دار ضرورت دارد به ثمر رساندن احساس عمیق وابستگی  به کمال است. انسان با قرار دادن زندگی خود در جذابیت کمال باید بر یک حقیقت تسلیم شود و در برابرش به زانو بیفتد و برای او پیشانی بر سجده بگذارد !این تسلیم و سجده احساس عمیق کمال گرایی را به بار می نشاند.

باید به یقین بدانیم که اگر ما انسان ها در برابر ان کمال مطلق تسلیم نشویم و سر به سجده نگذاریم باید به تعداد خواسته ها و تمایلات و وابستگی های وجود خود ، خدایانی  بتراشیم و در برابر آنها تسلیم شده و به زانو بیفتیم و سجده کنیم.

شناخت معبود و افریدگار حقیقی ، محبت او را در دل ایجاد می کند و این محبت انسان را به پرستش و  عبادت و اظهار کوچکی و تواضع در برابر عظمت او وا میدارد.

انسان در کل سرشتی خدا آشنا . خداگرا و خدا پرست دارد و خود و جهان را وابسته به خالقی  می یابد که سرچشمه ی همه خوبی ها و زیبایی هاست . کمتر کسی در طول تاریخ این حقیقت را انکار کرده است . حتی انان که بت پرست بودند یا بت ها را شریک خدا می دانستند در صدد پاسخ گویی به این نیاز فطری خود بودند ولی در یافتن مصادق  واقعی دچار اشتباه می شدند.

انسان که از دروان گرایشی به خدا احساس میکند . تمایلی مقدس و متعالی که او را گاه و بی گاه به نجوا با خدا می نشاند و وادارش می کند که راز های درونی خود را بی واسطه با او در میان بگذارد.

نماز جلوه ی بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبادت است آن که بنده ی افریدگار است و این بندگی را احساس می کند می داند و باور دارد ،که  در برابر او مطیع و فرمان بردار است و به سجده می افتد با او راز می گوید و نیاز می طلبد و به یاد ما می اندازد که بنده ای بیش نیستیم.

نماز این حقیقت والا و سازنده ، بیان کننده ی بی نهایت گرایی آدمیان ، این اگاهی بخش به جان های مشتاق اگاهی این ازادی بخش شخصیت انسان ، این اب حیات جانهای زنده ی ادمیان نیازی به تعریف ، توصیف و تفسیر ندارد !!

در این جهان معنی دار که حرکت تکاملی دارد همه ی اشیا خدا را تسبیح می کنند و حمد و ثنا میگویند.

«همه ی آن چه که در آسمان و زمین است برای خدا سجده میکنند » (سوره رعد، آیه ی ۱۵)

فقط برخی از انسان ها هستند که از این حرکت تکاملی بی بهره ماندهند .

نماز عبارت است از بر قرار ساختن ارتباط بین یک موجود بی نهایت کوچک به یک موجودی بی نهایت بزرگ در حال معرفت.

آن جایی که این ارتباط با عظمت بر قرار میگردد چه مسجد ، چه گوشه ای از خانه ی محقر ، یا در میان زیبا ترین منازل باشد و یا هر جا که این ارتباط بر قرار شد آن جا رصد گاهی میشود برای نظاره به کمال بی نهایت.

نماز عبادتی است در پیشگاه پرورگار بزرگ که در سایه ی آن نیاز های  روحی و معنوی انسان تامین می شود و انسان های نماز گزار از آرامش روان و صفای روح و نیز از رفتار فردی و اجتماعی مناسب و مطلوب بر خوردار میشوند.

اگر ما انسان ها خدا رو قبول داریم و  می دانیم او افریدگار است و ما مخلوق. چرا در برابر این همه نعمت این خواسته ی کوچک یعنی نماز را به جا نیاوریم؟

آیا ما نباید از این افریدگار سپاس گزار باشیم ؟ نباید به گونه ای از خداوند تشکر کرد ؟ آیا راه بهتری برای تشکر از او می شناسید ( اگر می شناسید به ما هم نشان دهید) ما از خداوند تقاضا میکنیم اما نباید به او که نماز را از ما خواسته گوش فرا دهیم؟

 

نماز و اسرار تربيتي آن

- نماز موجب ياد خداست:

ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود.

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد.

به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!»

 

- دوري از گناه:

نمازگزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد.

گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.»

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه  مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

 

- نظافت و بهداشت:

از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند.

 

- انضباط و وقت‏شناسي:

نمازهاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند.

بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

 

نماز در دین اسلام

نماز واجب پنج نوبت در شبانه‌روز (۱۷ رکعت) رو به قبلهٔ مسلمانان - کعبه در مکه - بصورت فردی (فرادا) یا گروهی (نماز جماعت) برگزار می‌شود.

در این عبادت در رکعت‌های اول و دوم سوره حمد و معمولاً آیه یا سورهٔ کوتاهی از قرآن ـ مثل سوره توحید ـ و در رکعتهای بعدی تعدادی ذکر به زبان عربی خوانده‌ می شود. جزئیات این عبادت در فرقه های مختلف اسلام با هم تفاوت دارد. نماز یک فرهنگ جهانی است.

 

نماز در دین یهود

نماز در یهودیت و در جمع تفیلیم یا تفیلوت خوانده می شود. توضیحات دقیق در باب آن‌ها را می‌توان در سیدور یا بخش‌ های میشنا کتب سنتی دعای دیانت یهودی جست.

معمولا در هر روز سه نماز می‌خوانند و در روز شبات شنبه و سایر روزهای مقدس فرقه‌های ارتدکس و محافظه کار یک نماز اضافی هم به نام موسف خوانده می‌شود.

 

نتیجه گیری

نماز یکی از صورت های عبادت است که در برخی از ادیان وضع شده است. واژه نماز واژه ای پارسی است که ایرانیان برای واژه «صلاة» عربی به کار بردند. این واژه به معنای خم شدن و سرفرودآوری برای ستایش و احترام است. واژه نماز نام واژه ای از فعل نمیدن فارسی به معنی تعظیم کردن است.

برخی حدس زده اند که این واژه از واژه «ناماسته» در زبان سانسکریت گرفته شده باشد که محتمل نیست. آنکه «نماز» می گذارد و در جرگه ی مؤمنان است، با شکر نعمت های الهی، با اظهار عجز و ناتوانی، و با اقرار به وحدانیت و صمدیت خدا. درهای رحمت الهی را به روی خود گشوده، و موجب نزول رحمت بی انتها ی خدای یکتا و بهره مند از مرحمت خاصه و عامه او می گردد. آن چنان رحمتی که دل تیره ی ابلیس را به درد آورده و او را در آتش حسد سوزاند.    

 

منابع

1- نماز و مفاهیم نمادین آن، طیبه بیضایی، 1379.

2- چهل حدیث نماز، شریفی محمود، انتشارات حديث تهران، 1386.

3- استاد محمد تقى مصباح یزدى، قرآن شناسى.

4- آیت الله صافی گلپلیگانی، معارف دین.

5- آیت الله فاضل لنکرانی، جامع المسائل.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ساعت 10:47  توسط علی محمدی  | 
روزنامه دولتی الاهرام نیز نوشت: نیروهای امنیتی مصر دستور بازداشت 300 عضو اخوان المسلمین را داده‌اند. یک مسوول در وزارت کشور مصر به خبرگزاری فرانسه گفت: در پی صدور حکم جلب اعضای اخوان المسلمین عملیات تعقیب برای بازداشت آنها آغاز شده است. نیروهای امنیتی عصر چهارشنبه سعد کتاتنی، رئیس حزب آزادی و عدالت که از اخوان المسلمین جدا شده را به همراه رشاد بیومی، معاون رهبر اخوان المسلمین بازداشت کردند.
این در حالی است که نوعی ناامنی در میدان رابعه عدویه و اطراف دانشگاه قاهره مشاهده شده است.

محمد بلتاجی، عضو هیات عالی حزب آزادی و عدالت به شبکه الجزیره گفت: این میدان از سوی تانک‌های ارتش تحت محاصره قرار گرفته است و آنچه که رخ داده کودتای نظامی علیه قانون اساسی است.

همچنین مسوولان مصر اجازه پخش برنامه‌های تلویزیونی از منطقه رابعه عدویه را نداده‌ و مانع از ورود خبرنگاران به این منطقه شدند. همچنین مسوولان مصری چندین شبکه ماهواره‌ای از جمله مصر 25 را قطع کردند.

یکی از شاهدان به خبرگزاری رویترز گفت: حدود هشت گزارشگر و کارمند شبکه مصر25 بازداشت شده‌اند.

همچنین دیگر شبکه‌های دینی مصر از جمله شبکه الناس، الرحمه، الحافظ که از شبکه‌های وابسته به جریان اسلامی و طرفدار محمد مرسی هستند، قطع شده‌اند.

خبرنگار الجزیره از میدان التحریر اعلام کرد: تظاهر کنندگان منتظر پایان قرائت بیانیه ارتش از سوی وزیر دفاع نشده و شروع به جشن و پایکوبی کردند.

یک مقام امنیتی مصر تاکید کرد که محمد مرسی و محمد بدیع رهبر اخوان المسلمین، خیر شاطر معاون وی و رهبران دیگر این گروه یعنی عصام عریان،‌ محمد بلتاجی، صفوت حجازی، عصام سلطان، محمد عمده،‌ ابوالعلا ماضی ممنوع السفر شده‌اند.

این مقام تاکید کرد: تمام این متهمان در پرونده فرار از زندان وادی نطرون در سال 2011 از جمله محمد مرسی و تعدادی از رهبران اخوان المسلمین، متهم هستند و در لیست ممنوع السفرها قرار دارند.

دادگاهی در اسماعیلیه در 23 ژوئن گذشته محمد مرسی و 35 تن از اعضای اخوان المسلمین را به منظور انجام تحقیقات در زمینه فرار از زندان وادی نطرون در جریان انقلاب 2011 مصر به دادستانی کل ارجاع داده است.

منابع قضایی مصر نیز اعلام کردند که حکم نهایی بازداشت نخست وزیر مصر و عزل وی از سمتش صادر شد.

به نقل از سایت شبکه الجزیره، یک مقام در دادگاه کیفری مصر اعلام کرد که دادگاهی پیشتر وی را به امتناع از اجرای حکم قضایی در زمینه فعالیت شرکت نیل محکوم کرده بود و به این ترتیب وی از سمت نخست وزیری عزل شد.

محمد مرسی 24 ژوئیه 2012 هشام قندیل را به عنوان نخست وزیر به جای دولت کمال جنزوری نخست وزیر موقت مصر تعیین کرده بود.


+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ساعت 10:37  توسط علی محمدی  | 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ساعت 10:19  توسط علی محمدی  | 
به گزارش سرویس بین‌ الملل باشگاه خبرنگارانبه نقل از روسیاالیوم:کاخ کرملین امروز با انتشار بیانیه ای از "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور روسیه اعلام کرد: "ادوارد اسنودن" توانایی باقی ماندن در روسیه را در صورت متوقف کردن اقدامات ضد آمریکایی اش دارد.
در این بیانیه آمده است:"اسنودن" در صورت اعطای پناهندگی سیاسی روسیه به "اسنودن" وی باید از افشاگری علیه آمریکا دست بردارد.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ساعت 10:18  توسط علی محمدی  | 
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

ای آنکه به تدبیر تو گردد ایام              ای دیده ودل از تودگرگون مادام

وی آنکه بدست توست احوال جهان      حکمی فرما که گردد ایام به کام



برچسب‌ها: تدبیر, جهان
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ساعت 10:0  توسط علی محمدی  |