برچسبها: مکان های دیدنی, موزه, آثار
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 15:18  توسط علی محمدی
|
زنجان؛پایتخت شور حسینی
زنجان از آن رو پایتخت شور و شعور حسینی نام گرفت که مردمش عشق فرزندان علی(ع) و فاطمهالزهرا(س) را در دلشان پروراندند، مانند قطره آبی که در دل صدفی فرو میرود و سالهای مدیدی طول میکشد تا به دٌر تبدیل شود، مردم زنجان نیز عشق به امام حسین(ع)، زینب کبری(س) و ابوالفضلالعباس(ع) را سالها در دل خود پرورش دادند تا دو دٌر گرانبها و بینظیر از دل صدف جماعت بیرون بیاید. دو گوهر گرانسنگ که چشم زمین و زمان را مینوازد و درخشش یکی مکمل تلالو دیگری است. "کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود"، این را همهمان بارها شنیدهایم اما آیا فلسفه این جمله ساده اما عمیق را تا به حال دریافتهایم؟ آیا میدانیم که وجود این بانوی مکرم در کنار سرور و سالار شهیدان و رشادتها و جهدهای ایشان در برافراشته نگهداشتن پرچم حسینی چه جایگاهی داشت! زینب کبری(س) پاسدار حرمت خون شهیدان بود و همراه با امام زینالعابدین(ع) پایههای حکومت یزید و یزدیان را سست و ویران کرد و چهره پلیدشان را به همه نمود. گاهی گریز به همین جملات ساده و پرمعنا میتواند بسیار راهگشا باشد، آیا تا به حال به این نکته توجه کردهاید که نهضت حسینی ترکیبی از رشادت و شهامت و صبر و استقامت است و زنجانیها هر دوی این ارزشهای والا را چه خوب پاس داشتهاند. آنها در هشتم محرم عصر روز تاسوعا با شتافتن برای شرکت در دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان، به گرامیداشت شهامت و ایثار میروند و خود را مرید این مکتب و حسین(ع) را مراد خود معرفی میکنند و سه روز بعد ـ فردای عاشورای حسینی ـ همنوا با ایران، غمزده، اما پر از خشم یزید و یزیدیان زمان به پابوس زینب کبری(س) میآیند تا درسآموز مکتب صبر و استقامت باشند و این دو حرکت مردم شهر زنجان که طی سالهای اخیر، حضور مردم سراسر ایران در آن مشهود است، شهرمان را به پایتخت شور و شعور حسینی بدل ساخته است. در پس حرکت این دو دسته عزاداری نیز که متشکل از مردم این شهر است هیاتامنای دو مسجد بزرگ زنجان در تلاش و تکاپو هستند تا دست در دست هم این دو مراسم عظیم را هر چه بهتر و پرشکوهتر برپا کنند و در این راه از هیچ خدمتی برای هم فروگذار نیستند چرا که آنها همه خادمان درگاه خاندان عصمت و طهارت هستند و باید قدر این خادمی را بیش از پیش بدانند. پس روا نیست به هیچ نام و نشانی بخواهیم میان این اتحاد، انسجام و دلبستگی مومنان و عاشقان خاندان علی(ع) خط بکشیم. برچسبها: زنجان, شورحسینی, پایتخت, عزاداری
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 11:51  توسط علی محمدی
|
استان زنجان در شمال غرب فلات ایران
قرار گرفتهاست. وسعت استان برابر ۲۲۱۶۴ کیلومتر مربع و۱/۴۳ درصد کل کشور
را شامل میشود.جمعیّت استان بر اساس آخرین آمار ۱٫۰۱۵٫۷۳۴ نفر است[۱] .
رودهای مهم در این استان قزلاوزن، زنجانرود، ابهر رود (رود کبیر) است. بلندترین نقطه استان در ارتفاعات تخت سلیمان (بیش از ۳۰۰۰ متر) و کمترین در قزلاوزن در گیلوان (بیش از ۳۰۰ متر) میباشد. آثار تاریخی شامل سلطانیه، بازار زنجان، مجموعه رختشویخانه، مسجد جامع زنجان، مقبره قیدار نبی در شهرستان خدابنده، آرامگاه احمد زهرنوش، امامزاده زیدالکبیر در ابهر و معبد داش کسن است. تنوع آب وهوایی این منطقه موجب ایجاد گونههای متفاوتی از زندگی جانوری شدهاست. وجود گونههای متفاوتی از حیوانات وحشی و پرندگان مهاجر وجانوران آبزی گردشگران بسیاری را در مواقعی که شکار مجاز است به این منطقه جذب میکند. از ۲۵ سال پیش ناحیه بزرگی به نام انگوران از طرف سازمان محیط زیست، منطقه حفاظت شده اعلام گردیدهاست. به دلیل شرایط کوهستانی این ناحیه و تأثیرات جریانات جوی مرطوب شمال غربی وغربی آب و هوای استان را میتوان تبیین نمود. آب وهوای کوهستانی بازمستانی بسیار سرد و برفی و تابستانی دلپذیر و فصول بهار وتابستان بهترین زمان برای گذراندن اوقات فراغت در این استان هستند. میزان بارندگی در بهار وزمستان نسبت به سایر فصول در این استان بیشتر است. پوشش گیاهی استان در مناطق مختلف متغیر بوده ولی در مجموع از جنگلها و چراگاههایی با چشم انداز زیبا تشکیل شدهاست. غارهای استان عبارتاند از غار کتله خور و گلجیک و غار خرمنه سر. غار کتله خور که از همه اینها دیدنی تر و بزرگتر است ویکی از پدیدههای طبیعی بسیار زیبای ایران محسوب میشود در ۸۰ کیلومتری جنوب خدابنده قرار گرفتهاست. این غار از سه طبقه تشکیل شده و دارای تونلهای فرعی و استالاکتیت و استالاگمیت ها و ستونهای بسیار در گذرگاههای اصلی است و قندیلهای مخروطی آویزان از سقفها در اثر داشتن ناخالصیها رنگهای متنوع به خود گرفتهاند و آنها که ترکیبات به همراه نداشته و یا کمتر دارند به صورت بلورهای شیشهای بسیار شفاف مشاهده میشوند. از رودهای مهم استان قزل اوزن است که رودی جوشان وخروشان است و از کوههای کردستان سرچشمه گرفته وپس از توقفی در پشت سد منجیل نهایتاً وارد دریای خزر میگردد. از دیگر رودخانهها زنجانرود، ابهررود، سجاس رود و خرا رود را میتوان نام برد. همچنین چشمههای آب معدنی استان عبارتاند از چشمه آبگرم وننق، چشمه آبگرم ابدال، چشمه آبگرم گرماب و چشمه آبگرم حلب انگوران. مردمقبل از هجوم مغولها زبان اهالی زنجان فارسی بوده است.[۴] در حال حاضر مردم استان زنجان به زبان ترکی آذربایجانی و اندکی به فارسی تکلم میکنند[۵] حمدالله مستوفی در کتاب نزهة القلوب که در حدود سال ۷۴۰ق نوشته شده مردم زنجان را سنی مذهب معرفی میکند. اما در دوران صفویه با حمایت صفویان از مذهب شیعه به تدریج مذهب تشیع رواج یافتهاست.
طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان زنجان به قرار زیر بود: ۵٫۱ فارس (۴٫۷% مرد، ۵٫۶% زن)، ۹۴٫۴ ترک (۹۴٫۴% مرد، ۹۴٫۴% زن) و ۰٫۵ بدونجواب بودند.[۶] تاریخچهقدمت آن متعلق به اواخر هزاره دوم قبل از میلاد است. مرکز این استان کهنسال در قبل از اسلام زنگان یا زندیگان و به معنای منسوب به کتاب زند نام داشتهاست که پس از استیلای اعراب بنا به ضرورت تلفظ معرب به زنجان تغییر یافتهاست. این استان از قدیم به سبب قرار گرفتن در حاشیه جاده ابریشم و راه تجاری مسیر هند و چین به اروپا دارای اهمیت خاصی بودهاست. استان بر اساس آخرین تقسیمات کشوری در سال ۱۳۷۶ دارای هفت شهرستان به نامهای زنجان-ابهر-خرمدره-خدابنده-ایجرود-طارم و ماهنشان است. بنای عظیم گنبد سلطانیه که بعد از کلیسای جامع فلورانس و ایاصوفیه در استانبول عظیم ترین گنبد تاریخی جهان بشمار میآید، در این استان قرار دارد. همچنین معبد داش کسن باقیمانده از زمان سلسله ساسانیان نیز از آثار تاریخی این استان است. محصولات کشاورزی استانمحصولات عمده کشاورزی استان که اکثراً صادر هم میشوند[نیازمند منبع] عبارتاند از: انجیر، برنج، انگور، زردآلو، سیب، لوبیا(منطقه هیدج)، خیار، پیاز، گردو، فندق و بادام، زیتون، انار و سیر. زیتون و انار و برنج سیر و انجیر از محصولات عمده شهرستان طارم به شمار میرود. صنایع دستی استان
از کارهای دستی بومی زنجان ساخت وسایل نقرهای و به ندرت طلائی به صورت ملیله کاری است که در اوایل فقط در زنجان معمول بوده که در زمان رضاخان تعدادی از هنرمندان زنجانی به تهران و اصفهان کوچ کردند و این هنر ظریف را در آن شهرها رواج دادند.
چاروق دوزی یکی دیگر از هنرهای دستی است که دستهای ظریف هنرمندان زنجانی در تولیدات آن مهارت ویژهای دارند. این چاروقها مشخصاً زنانه بوده و استفاده از آن جنبه تشریفاتی و تفننی دارد.
چاقو سازی در زنجان که با مهارت خاصی به دست استادان این صنعت ساخته میشود با ویژگیهایی همچون ظرافت، تناسب، تنوغ، قدرت برش و آبکاری تیغه از شهرت فراوانی بر خوردار است.
صنایع استاناستان زنجان به دلیل محدودیت قانونی توسعه ظرفیتهای تولیدی در تهران و مرکز کشور و برخورداری از شبکههای زیر بنایی قوی (زمین-منابع آب-خاک- شبکههای مواصلاتی- موقعیت راهبردی در منطقه شمالغرب - عبور خطوط انرژی - سرمایه گذاری کلان ملی و....) از پتانسیل قابل ملاحظهای در جذب سرمایه گذاری بخش صنعت برخوردار است. از صنایع مهم استان به چند نمونه اشاره میگردد: ۱-شرکت ایران ترانسفو ۲-پارس سوئیچ ۳-شرکت ملی سرب و روی ایران ۴-شرکت کالسیمین ۵-شرکت مینو ۶-چینی سازی ماهنشان و هیس ۷-فرش سهند ۸-پیش سازان لوازم خانگی ایران ۹-لائی سازی ۱۰-سامان شیمی ۱۱- نخ تایر ۱۲- سیمان خمسه ۱۳- روغن نباتی جهان ۱۴- بلکا شرق و... 15- شرکت فراوری مواد معدنی ایران -کارخانه روی دندی همچنین شهرستان زنجان از لحاظ تنوع معادن بسیار غنی بوده به طوریکه در حال حاضر بالغ بر ۱۷۰ اندیس وذخایر معدنی قابل بهره برداری ودر دست اکتشاف ویا شناسایی شده در استان وجود دارد که شامل: سرب و روی، براسیت، سیلیس، خاکهای صنعتی آنتی موان، تالک، پرلیک، سولفات منیزیم، آلونیت، منگنز، مس، آهن و سنگهای تزیینی (گرانیت، مرمریت، تراورتن، چینی و مرمر) وسنگهای آهکی و گچ و سنگ لاشهاست. هم اینک این استان بزرگترین معادن روی خاور میانه را در خود جای دادهاست.
برچسبها: زنجان, تاریخ, صنایع دستی, موقعیت جغرافیایی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت 12:11  توسط علی محمدی
|
سید عزالدین حسینی زنجانیاز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
سید محمد عزالدین حسینی زنجانی (۱۳۰۰ ه.ش. در زنجان - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ در مشهد)، از مراجع تقلید شیعه اهل ایران بود. حسینی تحصیلات خود را در زنجان آغاز کرده و در قم و نجف پی گرفته بود. او از شاگردان آیتالله محمدحسین طباطبایی به شمار میرفت و مانند استادش مشرب فلسفی داشت.[۱] زنجانی از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۸ امام جمعه شهر زنجان بود و پس از آن پایان عمر در مشهد اقامت داشت. حسینی زنجانی روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ بر اثر ابتلا به سرطان ریه در منزل شخصی خود در مشهد درگذشت و روز ۲۶ اردیبهشت در حرم علی بن موسی الرضا به خاک سپرده شد.[۲] او مؤسس کتابخانه حسینی شهر زنجان بود. محتویاتزندگیتولد و خانوادهسید عزالدین محمد حسینی زنجانی در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی (۱۳۴۰ قمری) در شهر زنجان و در بیت علم و فقاهت دیده به جهان گشود.[۳] نماز جمعه زنجان در سالهای متمادی به وسیله اجداد او اقامه میشد. جد اعلای زنجانی، سید محمد مجتهد سردانی از مجتهدین بنام زنجان در عصر خود بود. عبدالله میرزا (پسر فتحعلی شاه و حاکم زنجان) که شیفته و مرید سید محمد مجتهد شده بود، مسجد سید زنجان را برای اقامه نماز جمعه و جماعت به امامت وی بنا کرد. پدر او میرزا محمود حسینی زنجانی از علمای برجسته ایران و نماینده زنجان در مجلس موسسان بود.[۱] پسردائیهای پدرش سید رضا زنجانی و سید ابوالفضل زنجانی نیز از روحانیون برجسته و اعضای عالی رتبه جبهه ملی ایران بودند و پسرعمه پدرش عبدالکریم زنجانی از مبلغان اتحاد اسلام به شمار میرفت و سالها در حرم علی بن ابیطالب نماز جماعت برگزار میکرد.[۴] تحصیلاتوی نخست تحت تربیت پدرش میرزا محمود حسینی، امام جمعهٔ زنجان، مدارج علمی را طی کرد و همزمان به تحصیلات کلاسیک و فراگیری زبان فرانسه نزد میرزا مهدی خان وزیری پرداخت. قبل از تشکیل حوزه علمیه قم بهوسیله عبدالکریم حائری یزدی حوزههای شهرهای ایران فعــال بوده، حوزه علمیه زنجان موقعــیت خاصی داشته است. وی دوران مقدمات، سطح و مقداری از درس خارج را در حوزه زنجان و در نزد این اساتید گذراند:[۵] دوره ادبیات؛
مهاجرت به قموی در سن بیست سالگی به حوزه علمیه قم هجرت کرده و در درس خارج آیتالله العظمی حجّت در فقه و اصول حاضر میشود. از اول اصول تا اواخر استصحاب و در فقه از اول خیار مجلس تا آخر خیارات و یک دوره صلاه که حدود سیزده سال طول میکشد. پس از گذشت چند سال از ورود او آیتالله سید حسین بروجردی در قم اقامت میکند، حسینی زنجانی در دروس او شرکت میکند و نیز یک دوره در درس اصول آیتالله صدر حاضر میشود. همچنین در نزد آیتالله سید احمد خوانساری خارج مباحث الفاظ مقالات را بهپایان میرساند. کتاب اسفار را به جز مباحث جواهر و اعراض پیش سید روحالله خمینی میخواند. در یکی از سفرها، پدرش از سید روحالله خمینی درباره او سؤال میکند، امام میگوید:
او دوره اسفار را پیش سید محمدحسین طباطبایی خواند.[۷] حسینی زنجانی همچنین از محضر آیتالله مهدی مازندرانی که از علمای بزرگ اما گمنام قم بود، استفاده میکند. وی کتاب اسفار را در سه دوره و نزد سید روحالله خمینی، سید محمدحسین طباطبایی و مهدی مازندرانی خوانده است. علامه طباطبایی به حسینی زنجانی بسیار علاقه داشت و بارها از او سخن گفتهاست، از جمله در مصاحبه تلویزیونی که در اواخر عمرش انجام شد، هنگامی که خبرنگار سؤال کرد که از شاگردان برجسته خود به چه کسانی میتوانید اشاره کنید، در پاسخ پس از مرتضی مطهری از او به عنوان حاج سید عزالدین امام یاد کرد.[۸] طباطبائی در جای دیگری اینگونه از او یاد میکند:
نجفآیتالله حسینی زنجانی پس از سالها تحصیل و تدریس در حوزه علمیه قم به نجف مهاجرت کرد و در حالیکه خود از مجتهدین مطرح حوزه علمیه بود، ماهها در مجلس درس آیات عظام سید عبد الهادی شیرازی و سید ابوالقاسم خویی و سید محسن حکیم زانو زد. اما پس از چندی به علت بیماری پدر مجبور به ترک نجف و بازگشت به ایران شد. سید محسن حکیم به حسینی احترام بسیاری میگذاشت و جایگاه علمی بالایی برای او قائل بود.[۱۰] بازگشت به زنجانپس از درگذشت پدرش، آیتالله میرزا محمود حسینی در سال ۱۳۳۵، برای تصدی امور مسجد سید که نسل اندر نسل در اداره حسینیها بود، در زنجان ماندگار شد و اقامه نماز جمعه و جماعت را در آن مسجد به عهده گرفت. حوزه درس خارج او نیز در زنجان دایر و محور بحث فقه کتاب «وسیله النجاه» آیتالله اصفهانی بود. او «کتابخانه حسینی» را در همین سالها در زنجان بنا کرد.[۱۱] فعالیتهای سیاسی
تظاهرات علمای مشهد در دوران انقلاب اسلامی ایران. ایستاده از راست به چپ: آیتالله میرصادقی زنجانی، میرزا علی فلسفی، میرزا مهدی نوقانی، سید عزالدین حسینی زنجانی، شیخ ابوالحسن شیرازی و سید محمدعلی شیرازی
در سال ۱۳۴۲ حسینی زنجانی که از محبوبترین شاگردان سید روحالله خمینی بود، به صف مخالفان حکومت پهلوی پیوست و بازداشت شد.[۱] پس از آزادی از زندان، در سال ۱۳۵۰ و در پی ایراد سخنرانی شدیدالحنی علیه شاه، به واسطه منوچهر آزمون، رئیس اوقاف وقت، مجبور به ترک زنجان شد و به مشهد رفت. دوران تبعید او در مشهد تا پیروزی انقلاب به درازا کشید. در طول مدت اقامت در مشهد به مبارزات خود ادامه داد. از جمله در در ۲۶ تیر ماه ۱۳۵۷ (همزمان با ماه شعبان) در طی اعلامیه در اعتراض به کشتار مردم توسط حکومت جشنهای این دوره از سالِ قمری را لغو کرد. همچنین در کشته شدن سید مصطفی خمینی و کشتار تعدادی از مردم مشهد توسط حکومت پهلوی، عزای عمومی اعلام کرد. با پیروزی انقلاب او به دستور امام خمینی به زنجان باز بازگشت. سوء قصدبا وجود محبوبیت خانواده حسینیزنجانی در زنجان، بازگشت وی در مقام امام جمعه شهر با مخالفت برخی روحانیون سنتگرا همراه شد. روابط نزدیک زنجانی با مهدی بازرگان، فشارها را بیشتر کرد.[۱] سرانجام چند نفر وی و نماینده رهبر در استان را هنگام وضو گرفتن در حیاط خانهاش به رگبار بستند. آسیبی به کسی نرسید، اما زنجانی با وجود حمایتهای امام خمینی مجبور به ترک شهر و مهاجرت دوباره به مشهد شد. بعدها آیتالله زنجانی ترورکنندگان خود را بخشید و آنها آزاد شدند. رهبر و مغز متفکر این ترور، یک دانشجوی ۲۲ ساله دانشکده کشاورزی زنجان به نام ابوالفضل نوری بود که دو سال و نیم بعد در جبهههای جنگ در حالی که از فرماندهان لشکر عاشورا بود شهید شد.[۱] اقامت در مشهددر مشهد ابتدا جلسات دروس او در مدرسه سلیمان خان تشکیل میشد و سپس به مسجد امام صادق (ع) منتقل گشت. وی تا پایان عمر نیز در مشهد زندگی مینمود.[۱۲] تالیفاتکتابها و آثاری که از او به جای مانده اغلب غیرفقهی است و بیشتر راجع به مسائل تفسیر و اخلاق:
پانویس
منابع
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 13:43  توسط علی محمدی
|
اسلام به عنوان دینی جهان شمول و فرا زمانی، با تأکید بر تمامی نیازها و
مطالبات روحی، روانی و جسمی انسان برنامه ای جامع و کامل برای تمامی دوره
های زندگی او (از قبل از تولد تا کودکی، نوجوانی، جوانی و میانسالی و پیری و
مرگ) ارائه داده است.
از زمان و مکان انعقاد نطفه گرفته تا نحوه ی تأثیرگذاری بر سلامت و بهداشت جسمی و روحی جنین در رحم و روش های کاربردی تربیت و تزکیه فرزندان بعد از تولد و نیز ساز و کارهای رشد و بالندگی در عرصه های مختلف زندگی تماماً در قرآن و کتب روایی اسلام به روشنی طرح و تبیین شده است. پرداختن به احکام و آموزه های دینی در حوزه های مختلف فردی و اجتماعی زندگی انسان همواره مورد عنایت و تأمل محققان و پژوهشگران اسلامی و مفسران قرآن بوده و آثار و متون فراوانی به رشته تحریر درآمده است. در این اجمال با توجه به موضوع بحث تنها به یکی از محورهای مربوط به زندگی اجتماعی انسان یعنی سیمای حقیقی پوشش بانوان در قرآن و سنت و سیره معصومین علیهم السلام آن هم به طور اجمال و اختصار می پردازیم.
سیمای حقیقی پوشش اسلامی در قرآنبازکاوی آیات قرآن پیرامون حجاب، به ویژه با تأکید بر رویکردی همه سونگرانه، امری بسیار مهم و ضروری بوده و همواره مورد توجه و عنایت دین پژوهان و محققان و متفکران اسلامی واقع نشده است. بسیاری از پرسش ها و شبهاتی را که پیرامون فلسفه حجاب و حدود و ثغور آن مطرح می شود، می توان با بهره گیری آیات قرآنی پاسخ داد. علت وجوب حجاب، آثار و پیآمدهای روحی، اخلاقی و اجتماعی حجاب، نقش حجاب در ثبات بنیاد خانواده و تربیت فرزندان، حجاب عامل تحدید است یا تکریم و آزادی؟ از جمله محورها و سئوالاتی است که در آیات متعدد قرآن مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. تجمیع و تدوین سئوالات و شبهاتی که در خصوص حجاب و روابط زن و مرد طرح و تکرار می شود و نیز تئوریزه نمودن پاسخ ها و توضیحاتی که در تبین و تشریح مسئله حجاب با رویکرد وحیانی ارائه می شود یکی از ضرورت های قطعی و نیازها و مطالبات مسلم اقشار و طبقات مختلف به ویژه نسل جوان امروز به شمار می آید. برخی از سئوالاتی که می بایست مورد توجه اهل تحقیق قرار گرفته و در پی ارائه پاسخ های مستدل و قابل دفاع و فهم مخاطبان باشند از این قرار است: آیا اسلام که آزادی و اختیار را یکی از مؤلفه های بارز حیات بشر تلقی کرده با وادار نمودن آدمی به انتخاب حجاب و پوششی خاص منافات ندارد؟ تجمیع و تدوین سئوالات و شبهاتی که در خصوص حجاب و روابط زن و مرد طرح و تکرار می شود و نیز تئوریزه نمودن پاسخ ها و توضیحاتی که در تبین و تشریح مسئله حجاب با رویکرد وحیانی ارائه می شود یکی از ضرورت های قطعی و نیازها و مطالبات مسلم اقشار و طبقات مختلف به ویژه نسل جوان امروز به شمار می آید آیا در عصر ارتباطات و در دنیای فرا صنعتی که روابط زن و مرد جزو ضروریات قطعی به شمار می آید، حجاب و پوشش اسلامی مانع توسعه و ترقی و پیشرفت و ارتباطات گسترده و جهانی نخواهد شد؟ آیا ارائه الگوی حجاب اسلامی باعث انزوا و به حاشیه رانده شدن مسلمانان به ویژه بانوان مسلمان از عرصه های بین المللی نخواهد شد؟ آیا نباید حجاب نیز همچون سایر متغیرات دینی براساس مقتضیات زمان و مکان مورد تجدید نظر قرار گیرد؟ آیا اساساً حجاب یک واجب دینی است؟ و یا یک عادت غیر دینی و ساخته و پرداخته ذهن لایه هایی از مسلمانان می باشد؟ چرا حجاب و پوشش اسلامی ویژه بانوان بوده و مردان ملزم به رعایت حجاب نیستند؟ آیا این تبعیض بر علیه زنان نیست؟ آیا حجاب اسلامی نوعی استثمار، تحقیر و خشونت علیه زنان محسوب نمی شود؟ نظر قرآن در مورد رنگ و مدل لباس بانوان چیست؟ و بالاخره آیا حجاب مصونیت است یا محدودیت؟ اینها تنها بخشی از سئوالات و ابهامامی است که در بین بخش های مختلف مردم علی الخصوص جوانان و حتی تحصیلکردگان و دانشجویان همواره مورد توجه بوده است. که ارائه پاسخ های مناسب با بهره گیری از قرآن و سیره معصومین علیهم السلام می تواند نقش بسیار مفید و موثری را در باز تولید مفاهیم دینی و توسعه فرهنگ و ارزش های اسلامی از جمله حجاب اسلامی در جامعه داشته باشد. ریشه اصلی بسیاری از ناهنجاری های مربوط به پوشش در بین گروهی از زنان مسلمان را می بایست در عدم ارائه پاسخ های قانع کننده به سئوالات آنان و نیز طرح و تبلیغ نامناسب حجاب و ارزش های دینی جامعه جستجو نمود. ![]() با عنایت به مطالب فوق، آیات مربوط به حجاب در قرآن را ذیلاً مورد تأمل و تأکید قرار می دهیم: 1. آیه خمار:ولیفرین بخمرهنّ علی جیوبهنّ(1)؛ «زنان باید سر، سینه، و دوش خود را با مقنعه بپوشانند» "خمر" جمع خمار و مراد از آن پوشش مخصوص سر و اطراف سر بانوان، مثل مقنعه است. یکی از صاحب نظران عرب(محمد سعید العشماوی) که شبهاتی را بر حجاب وارد کرده و نظراتش از سوی علمای دانشگاه الازهر مصر نیز مورد نقد قرار گرفته در مورد توجیه آیه مذکور این شبهه را وارد می کند که دستور یاد شده در این آیه دائمی نبوده و تنها به دورانی بر می گردد که جداسازی زنان این وضع را طلب می کرد. این امر در دوره های مختلف متغیر است. وی تأکید می کند که: در عصر رسول گرامی اسلام زنان پارچه ای بر سر می کردند و دو طرف آن را به پشت سر می انداختند به گونه ای که گردن و بالای سینه آنها آشکار بود. برای آن که فارقی(تفاوتی) بین زنان مومن و غیرمؤمن باشد خداوند دستور داد، زنان مومن پارچه ای را که بر سر کرده بر جلوی بدن خویش رها سازند تا از پوشش ممتازی برخوردار گردند. پس این دستور دائمی نیست و صرفاً برای آن دوره طرح شده است. در حالی که آیه فوق درصدد تعدیل عرف و صرف تمییز بین زنان مومن از غیرمؤمن نبوده است، بلکه فرمانی است به مردان و زنان در خودنگهداری و پاکدامنی چرا که در این آیه در آغاز، زنان به کاستن نگاه خود و پوشاندن زینت های غیرآشکار و رعایت پاکدامنی و رها کردن خمار بر گردن و سر و سینه دعوت شده اند.(2) البته نسبت به زنان دو دستور ویژه هم صادر شده؛ یکی پوشیدن زینت ها پنهان و دیگری کیفیت بر سر انداختن خمار. آیا در عصر ارتباطات و در دنیای فرا صنعتی که روابط زن و مرد جزو ضروریات قطعی به شمار می آید، حجاب و پوشش اسلامی مانع توسعه و ترقی و پیشرفت و ارتباطات گسترده و جهانی نخواهد شد؟ آیا ارائه الگوی حجاب اسلامی باعث انزوا و به حاشیه رانده شدن مسلمانان به ویژه بانوان مسلمان از عرصه های بین المللی نخواهد شد؟ شان نزول آیه خمار:در کتاب کافی در شأن نزول این آیه چنین آمده است: از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است: جوانی از انصار در مسیر خود با زنی روبرو شد (در آن زمان زنان روسری خود را در پشت گوش ها قرار می دادند و طبعاً گردن و قسمتی از سینه آنها نمایان می شد) چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب کرد، و چشم خود را به او دخت هنگامی که زن گذشت، جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه می کرد، در حالی که راه خود را ادامه می داد، تا اینکه وارد کوچه تنگی شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه می کرد ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزی استخوان و یا قطعه شیشه ای که در دیوار بود صورتش را شکافت! هنگامی که زن گذشت، جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جاری است و به لباس و سینه اش ریخته! سخت ناراحت شد با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پیامبر می روم این ماجرا را بازگو می کنم، هنگامی که چشم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به او افتاد، فرمود: چه شده است؟ جوان ماجرا را نقل کرد. در این هنگام جبرئیل، پیک وحی خدا نازل شد و آیه فوق را آورد (قل للمومنین یغضّوا من ابصارهم...)(3)؛ فرو بستن چشم از زن و مرد نامحرم و نیز پوشش زنان و پنهان کردن زینت های آنان از نامحرم و انداختن مقنعه خود بر سینه و گردن. ![]() علامه مرتضی مطهری در تبین اجمالی آیه 30 و 31 سوره نور می نویسد: اسلام تدابیری برای تعدیل و رام کردن غریزه (آتشین جنسی) اندیشیده است و در این زمینه هم برای زنان و هم برای مردان تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد، هر دو مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است: قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم... قل للمومنات یغضض من ابصارهن و یحفظن فروجهن... خلاصه این دستور این است که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم چرانی کنند، نباید نگاههای مملو از شهوت به یکدیگر بدوزند، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه گری و دلربایی نپردازند، به هیچ وجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانه ای کاری نکنند که موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم کنند.(4)
پیام آیه خمار:الف – مقابله با نگاه شهوت آلود: در بحث حجاب یکی از محورهای اصلی و اساسی، مسئله نگاه کردن به نامحرم می باشد. چرا که اساساً هدفمند نمودن و ساماندهی روابط زن و مرد در جهت سالم سازی فضای فکری، فرهنگی و اخلاقی و نیز مقابله با عوامل فساد ساز و سرمایه سوز در جامعه تا حد زیادی مولود و محصول نگاه توأم با رویکرد وحیانی و انسانی به نامحرم می باشد. لذا بجاست که با تأملی کوتاه بر آیات و روایات نگاه بر نامحرم را مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار دهیم: آیا نگاه کردن به نامحرم در حالی که حجاب و پوشش اسلامی زن و مرد رعایت شده باشد، به طور کلی ممنوع است به عبارت دیگر منظور آیه خمار از کاستن نگاه، فرو بستن چشم است و یا کنترل و هدایت نگاه و بستن چشم از گناه؟ آیا لازمه مکالمه و تعامل با نامحرم بستن چشم هاست و یا عدم تمرکز نگاه بر نامحرم؟ مفسران و قرآن پژوهان در تفسیر و تشریح آیه خمار، کاهش و کمی نگاه را صحیح دانسته و در مفهوم یغضوا چنین نوشته اند: یغضوا از ماده ی غضّ (بر وزن خزّ) در اصل به معنای کاستن و نقصان است و غضّ بصر به معنای کاهش دادن نگاه، خیره نشدن و تماشا نکردن و به اصطلاح نظر استقلالی نیفکندن است. زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم چرانی کنند، نباید نگاههای مملو از شهوت به یکدیگر بدوزند، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه گری و دلربایی نپردازند، به هیچ وجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانه ای کاری نکنند که موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم کنند بنابراین آیه مذکور مومنان را به فرو بستن چشم ها امر نمی کند بلکه فرو کاستن و کوتاه کردن نگاه را تأیید می کند. نگاه به نامحرم نباید با تلذّذ و تمرکز حتی بر گردی صورت و دست ها و رنگ و مدل لباس مخاطب صورت گیرد. صاحب مجمع البیان در ذیل آیه مورد بحث تاکید می کند که: ریشه معنی غض کاهش و کمی است... یعنی معنی "غض بصر" این است که تند نگاه کردن را کم کرد. راغب اصفهانی در کتاب نفیس مفردات القرآن این کلمه را عیناً همین طور معنی می کند. توضیح این که یک وقت نگاه کردن به شخصی برای ورانداز کردن و دقت کردن به خود آن شخص است مانند این که بخواهد وضع لباس و کیفیت آرایش او را مورد مطالعه قرار دهد و ... ولی یک وقت دیگر نگاه کردن به شخص برای این است که با او حرف می زند و چون لازمه مکالمه نگاه کردن است به او نگاه می کند. پس معنی جمله این است: به مؤمنین بگو به زنان خیره نشوند و چشم چرانی نکنند. کنترل و فرو کاستن نگاه به نامحرم یکی از پیش شرط های اساسی حفظ کرامت و عفت و پاکدامنی است. به همین دلیل گفته شده است در آیه خمار غضّ بصر بر حفظ فرج تقدم یافته است. سید قطب می نویسد: «حفظ فرج پی آمد فرو خواباندن چشم است و گامی است در استواری اراده و هوشیاری در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهش های نفسانی. از این روی بین آن دو در یک آیه جمع کرده تا نشان دهد یکی حالت سبب و دیگری جایگاه نتیجه را دارد و هر دو گامهایی هستند پی در پی، در صفحه ذهن و صحنه زندگی، نزدیک به نزدیک.(5) ادامه دارد...
پی نوشت ها: 1- سوره مبارکه نور – آیه 31. 2- در آیه 31 سوره نور چنین تأکید شده است: و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند. 3- تفسیر نمونه – ج 14 – ص 435. 4- علامه مطهری – مسئله حجاب – ص 72. 5- فی ظلال القرآن – ج 4 – ص 2512.برچسبها: مسئله حجاب, حجاب, مطهری, قرآن
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:59  توسط علی محمدی
|
مختصری از زندگی سید محمد عزالدین حسینی زنجانی (ره)
دسته بندی : زندگی نامه
سید محمد عزالدین حسینی زنجانی از مراجع تقلید شیعه آیت الله حسینی تحصیلات خود را در زنجان آغاز کرده و در قم و نجف پی گرفته بود. او از شاگردان آیت الله محمدحسین طباطبایی به شمار میرفت و مانند استادش مشرب فلسفی داشت. زنجانی از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۸ امام جمعه شهر زنجان بود و پس از آن پایان عمر در مشهد اقامت داشت. حسینی زنجانی روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ بر اثر ابتلا به سرطان ریه در منزل شخصی خود در مشهد درگذشت و روز ۲۶ اردیبهشت در حرم علی بن موسی الرضا به خاک سپرده شد. او مؤسس کتابخانه حسینی شهر زنجان بود. تولد و خانواده سید عزالدین محمد حسینی زنجانی در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی (۱۳۴۰ قمری) در شهر زنجان و در بیت علم و فقاهت دیده به جهان گشود. نماز جمعه زنجان در سالهای متمادی به وسیله اجداد او اقامه میشد. جد اعلای زنجانی، سید محمد مجتهد سردانی از مجتهدین بنام زنجان در عصر خود بود. عبدالله میرزا (پسر فتحعلی شاه و حاکم زنجان) که شیفته و مرید سید محمد مجتهد شده بود، مسجد سید زنجان را برای اقامه نماز جمعه و جماعت به امامت وی بنا کرد. پدر او میرزا محمود حسینی زنجانی از علمای برجسته ایران و نماینده زنجان در مجلس موسسان بود. پسردائیهای پدرش سید رضا زنجانی و سید ابوالفضل زنجانی نیز از روحانیون برجسته و اعضای عالی رتبه جبهه ملی ایران بودند و پسرعمه پدرش عبدالکریم زنجانی از مبلغان اتحاد اسلام به شمار میرفت و سالها در حرم علی بن ابیطالب نماز جماعت برگزار میکرد. تحصیلات وی نخست تحت تربیت پدرش میرزا محمود حسینی، امام جمعهٔ زنجان، مدارج علمی را طی کرد و همزمان به تحصیلات کلاسیک و فراگیری زبان فرانسه نزد میرزا مهدی خان وزیری پرداخت. قبل از تشکیل حوزه علمیه قم بهوسیله عبدالکریم حائری یزدی حوزههای شهرهای ایران فعــال بوده، حوزه علمیه زنجان موقعــیت خاصی داشته است. آیتالله میرزا محمود حسینی زنجانی (منظومه و اسفار در فلسفه) وی در دوره خارج به همراه رضا روزبه در جلسات درس پدرش، میرزا محمود حسینی زنجانی شرکت میکرد. مهاجرت به قم وی در سن بیست سالگی به حوزه علمیه قم هجرت کرده و در درس خارج آیتالله العظمی حجّت در فقه و اصول حاضر میشود. از اول اصول تا اواخر استصحاب و در فقه از اول خیار مجلس تا آخر خیارات و یک دوره صلاه که حدود سیزده سال طول میکشد. پس از گذشت چند سال از ورود او آیتالله سید حسین بروجردی در قم اقامت میکند، حسینی زنجانی در دروس او شرکت میکند و نیز یک دوره در درس اصول آیتالله صدر حاضر میشود. همچنین در نزد آیتالله سید احمد خوانساری خارج مباحث الفاظ مقالات را بهپایان میرساند. نجف آیتالله حسینی زنجانی پس از سالها تحصیل و تدریس در حوزه علمیه قم به نجف مهاجرت کرد و در حالیکه خود از مجتهدین مطرح حوزه علمیه بود، ماهها در مجلس درس آیات عظام سید عبد الهادی شیرازی و سید ابوالقاسم خویی و سید محسن حکیم زانو زد. اما پس از چندی به علت بیماری پدر مجبور به ترک نجف و بازگشت به ایران شد. سید محسن حکیم به حسینی احترام بسیاری میگذاشت و جایگاه علمی بالایی برای او قائل بود. بازگشت به زنجان پس از درگذشت پدرش، آیتالله میرزا محمود حسینی در سال ۱۳۳۵، برای تصدی امور مسجد سید که نسل اندر نسل در اداره حسینیها بود، در زنجان ماندگار شد و اقامه نماز جمعه و جماعت را در آن مسجد به عهده گرفت. حوزه درس خارج او نیز در زنجان دایر و محور بحث فقه کتاب «وسیله النجاه» آیتالله اصفهانی بود. او «کتابخانه حسینی» را در همین سالها در زنجان بنا کرد. فعالیتهای سیاسی تظاهرات علمای مشهد در دوران انقلاب اسلامی ایران. ایستاده از راست به چپ: آیت الله میرصادقی زنجانی، میرزا علی فلسفی، میرزا مهدی نوقانی، سید عزالدین حسینی زنجانی، شیخ ابوالحسن شیرازی و سید محمدعلی شیرازی در سال ۱۳۴۲ حسینی زنجانی که از محبوبترین شاگردان سید روحالله خمینی بود، به صف مخالفان حکومت پهلوی پیوست و بازداشت شد. پس از آزادی از زندان، در سال ۱۳۵۰ و در پی ایراد سخنرانی شدیدالحنی علیه شاه، به واسطه منوچهر آزمون، رئیس اوقاف وقت، مجبور به ترک زنجان شد و به مشهد رفت. دوران تبعید او در مشهد تا پیروزی انقلاب به درازا کشید. در طول مدت اقامت در مشهد به مبارزات خود ادامه داد. از جمله در در ۲۶ تیر ماه ۱۳۵۷ (همزمان با ماه شعبان) در طی اعلامیه در اعتراض به کشتار مردم توسط حکومت جشنهای این دوره از سالِ قمری را لغو کرد. همچنین در کشته شدن سید مصطفی خمینی و کشتار تعدادی از مردم مشهد توسط حکومت پهلوی، عزای عمومی اعلام کرد. با پیروزی انقلاب او به دستور امام خمینی به زنجان باز بازگشت. سوء قصد و هجرت از زنجان با وجود محبوبیت خانواده حسینیزنجانی در زنجان، بازگشت وی در مقام امام جمعه شهر با مخالفت برخی روحانیون سنتگرا همراه شد. روابط نزدیک زنجانی با مهدی بازرگان، فشارها را بیشتر کرد. سرانجام چند نفر وی و نماینده رهبر در استان را هنگام وضو گرفتن در حیاط خانهاش به رگبار بستند. آسیبی به کسی نرسید، اما زنجانی با وجود حمایتهای امام خمینی مجبور به ترک شهر و مهاجرت دوباره به مشهد شد. بعدها آیتالله زنجانی ترورکنندگان خود را بخشید و آنها آزاد شدند. رهبر و مغز متفکر این ترور، یک دانشجوی ۲۲ ساله دانشکده کشاورزی زنجان به نام ابوالفضل نوری بود که دو سال و نیم بعد در جبهههای جنگ در حالی که از فرماندهان لشکر عاشورا بود شهید شد. اقامت در مشهد در مشهد ابتدا جلسات دروس او در مدرسه سلیمان خان تشکیل میشد و سپس به مسجد امام صادق (ع) منتقل گشت. وی تا پایان عمر نیز در مشهد زندگی مینمود. تالیفات کتابها و آثاری که از او به جای مانده اغلب غیرفقهی است و بیشتر راجع به مسائل تفسیر و اخلاق:
روحش شاد و یادش جاوید برچسبها: زندگینامه, سید محمد عزالدین حسینی زنجانی, زنجان
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:5  توسط علی محمدی
|
فرارسیدن عید سعید فطر برای کلیه شیعیان اسلام مبارک باد
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 9:51  توسط علی محمدی
|
شب قدر چه شبی است؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||